بينا بهار 1385; 11(3 (پی در پی 44)):326-334.
 
 
يزداني احمد*,زارعي قنواتي سيامك
 
* مشهد، بيمارستان فوق تخصصي چشم پزشکي خاتم الانبيا (ص)
 
 

هدف: ارزيابي تظاهرات باليني و نتايج درمان جراحي در بيماران مبتلا به فلج مادرزادي و يک طرفه ماهيچه هاي بالابرنده چشم (double elevator palsy).
روش پژوهش: در اين مجموعه موارد مداخله اي غيرمقايسه اي، 27 بيمار مبتلا به فلج مادرزادي و يک طرفه ماهيچه هاي بالابرنده چشم، تحت بررسي قرار گرفتند. در همه بيماران، قبل و بعد از جراحي، معاينه کامل چشم پزشکي انجام شد. براي اصلاح هايپوتروپي، محدوديت بالا رفتن چشم و افتادگي کاذب پلک، از اعمال جراحي نپ
(knapp) يا کالاهان (Callahan) با يا بدون رسس (recess) ماهيچه راست تحتاني استفاده شد. براي درمان افتادگي حقيقي پلک، عمل رزکشن لواتور و عمل اسلينگ (brow suspension) انجام گرديد. عمل حذف (excision) لواتور همراه با اسلينگ، در مواردي انجام شد که دچار پديده مارکوس گان (Marcus Gunn jaw winking syndrome) در همان چشم بودند. اصلاح استرابيسم افقي، بلفاروپلاستي و زد- پلاستي مضاعف (double Z pasty) براي اصلاح اپيکانتوس نيز در برخي از بيماران صورت گرفت.
يافته ها: بيماران شامل 12 مرد و 15 زن بودند. متوسط سن هنگام مراجعه
13±10 سال بود. بيماري در 2 مورد خانوادگي و در بقيه موارد تک گير (اسپوراديک) بود. نوع خانوادگي بيماري به طور مشخص در دو نفر از اعضاي يک خانواده مشاهده گرديد. همه بيماران محدوديت حرکت در نگاه بالا داشتند. بيماران در 81.5 درصد موارد از افتادگي پلک (حقيقي يا کاذب) طرف مبتلا شکايت داشتند. هايپوتروپي با درجات مختلف در 74.1 درصد موارد وجود داشت. چهار بيمار (14.8 درصد) ازوتروپي و 5 بيمار (18.5 درصد) اگزوتروپي نيز داشتند. پديده بلز (Bell's phenomenon) در 15 بيمار (55.6 درصد) از بين رفته بود و در 6 بيمار (22.2 درصد)، همراهي پديده مارکوس گان ديده شد. شش بيمار تحت عمل نپ و 4 بيمار تحت عمل کالاهان قرار گرفتند. در 9 بيمار، رزکشن لواتور و در 8 بيمار عمل اسلينگ انجام گرديد. در 3 بيمار، عمل رزکشن لواتور همراه با اسلينگ و در يک بيمار فقط رزکشن لواتور انجام شد. در 8 مورد از 10 بيماري که تحت عمل نپ يا کالاهان قرار گرفته بودند؛ هايپوتروپي در نگاه اوليه برطرف شد و حرکات رو به بالاي چشم در مجموع، به طور متوسط 25±15 پريزم ديوپتر تقويت گرديد. جراحي اصلاح افتادگي پلک در همه بيماران از نظر اصلاح وضعيت ظاهري، اصلاح موقعيت غيرطبيعي سر و بازکردن مسير بينايي، موفقيت آميز بود. بررسي از نظر ايسکمي سگمان قدامي، در مدت حداقل يک سال پي گيري، در همه بيماران منفي بود.
نتيجه گيري: افتادگي پلک و هايپوتروپي از تظاهرات اصلي و علت مراجعه اکثر مبتلايان به فلج ماهيچه هاي بالابرنده چشم مي باشند. اعمال جراحي کالاهان و نپ با يا بدون رسس ماهيچه راست تحتاني، در بهبود هايپوتروپي و بالا رفتن چشم بسيار موثرند ولي بايد قبل از اصلاح افتادگي پلک، در نظر گرفته شوند.

 
كليد واژه: