باقري عباس*,صاحب قلم رامين,ابريشمي محمد
 
* تهران، پاسداران، بيمارستان لبافي نژاد، مرکز تحقيقات چشم
 
 

هدف: تعيين علايم باليني و نتايج جراحي در بيماران مبتلا به فلج ماهيچه هاي بالا برنده چشم که در فاصله سال هاي 1372 تا 1383 به کلينيک استرابيسم بيمارستان لبافي نژاد مراجعه نموده بودند و تحت جراحي قرار گرفتند.
روش پژوهش: اين مطالعه با بررسي پرونده بيماران مبتلا به استرابيسم که طي سال هاي مزبور تحت عمل جراحي قرار گرفته بودند؛ انجام پذيرفت. براساس معاينه باليني و نتايج حاصل از آزمون هاي کشش چشم
(FDT)، توليد نيروي ماهيچه اي (FGT) و رفلکس بلز، 20 بيماري که با تشخيص فلج ماهيچه هاي بالا برنده چشم تحت عمل جراحي قرار گرفته بودند؛ در سه گروه فلج اوليه بالا برنده ها (9 بيمار)، فلج اوليه فوق هسته اي با محدوديت ثانويه ماهيچه راست تحتاني (4 بيمار)، و محدوديت خالص ماهيچه راست تحتاني (7 بيمار) دسته بندي شدند. بيماران گروه اول تحت عمل جراحي نپ (Knapp)، گروه دوم تحت عمل جراحي نپ همراه با تضعيف ماهيچه راست تحتاني و گروه سوم تحت عمل جراحي تقويت و تضعيف عمودي يا تضعيف ماهيچه راست تحتاني به تنهايي قرار گرفتند. معيار موفقيت در عمل در يک بيمار براي انحراف، انحراف عمودي يا افقي 5 پريزم ديوپتر (PD) يا کمتر بعد از کليه اعمال جراحي استرابيسم و براي محدود يت حرکتي، بهبود 25 درصد يا بيش تر در محدوديت حرکتي تعريف گرديد.
يافته ها: بيماران شامل 10 مرد و 10 زن با ميانگين سني 12.6 سال (32- 1.5 سال) بودند. ميانگين انحراف عمودي قبل و بعد از عمل بيماران، به ترتيب
32±8 PD و (P<0.0001) 3.8±8 PD و متوسط محدوديت حرکتي به سمت بالا قبل و بعد از عمل در بيماران، به ترتيب 3.5±0.7 و (P<0.0001) 2.3±1.2 و ميانگين زمان پي گيري 20± 22 ماه بوده است. ميزان موفقيت در رفع انحراف بعد از انجام کليه مراحل جراحي، 77 درصد و در بهبود محدوديت حرکتي 80 درصد بود.
نتيجه گيري: براي انجام جراحي در بيماران مبتلا به فلج ماهيچه هاي بالا برنده چشم بايد بر اساس علت زيربنايي بيماري در هر مورد تصميم گيري شود. انجام آزمون هاي
FDT و FGT و ارزيابي رفلکس بلز مي تواند در تعيين علت زيربنايي بيماري و تصميم گيري صحيح در باره عمل جراحي مناسب، در هر مورد کمک کننده باشد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ