|
هدف: مقايسه دو روش باکل صلبيه و ويترکتومي عميق از نظر زمان اتصال مجدد فووآ بعد از عمل جراحي موفقيت آميز در موارد جداشدگي شبکيه همراه با جداشدگي ماکولا.
روش پژوهش: در اين کارآزمايي باليني غيرتصادفي، 25 بيمار با جداشدگي رگماتوژن خودبه خودي شبکيه همراه با جداشدگي فووآ شامل 11 بيمار در گروه ويترکتومي عميق و 14 بيمار در گروه باکل صلبيه، مورد بررسي قرار گرفتند. انتخاب بيماران براي نوع عمل جراحي، صرفا بر اساس انديکاسيون هاي رايج و مورد قبول و به صورت غيرتصادفي بود. بيماران، قبل و در ماه هاي 1، 6 و 12 بعد از عمل تحت معاينات کامل چشمي و (optical coherence tomography) OCT قرار گرفتند.
يافته ها: OCT در گروه ويترکتومي عميق، در همه موارد، چسبيدگي کامل فووآ را در ماه هاي 1، 6 و 12 بعد از عمل نشان داد ولي در گروه باکل صلبيه، مايع زير فووآ به صورت تحت باليني، در يک ماه بعد از عمل در 8 بيمار (57.2 درصد)، در 6 ماه بعد از عمل در 7 بيمار (50 درصد) و در 12 ماه بعد از عمل در 3 بيمار (21.4 درصد) وجود داشت.
نتيجه گيري: در موارد جداشدگي شبکيه مشتمل بر ماکولا، ويترکتومي عميق، بر اساس نتايج OCT، منجر به چسبندگي کامل و بدون تاخير فووآ مي گردد و به وضوح بهتر از باکل صلبيه است. البته در گروه باکل نيز با گذشت زمان، افزايش تدريجي موارد اتصال مجدد فووآ تا ماه دوازدهم بعد از عمل مشاهده مي گردد.
|