بينا پاييز 1386; 13(1 (پي در پي 50)):61-64.
 
 
حيدري عباداله*,نادري نيلوفر
 
* تبريز، خيابان عباسي، بيمارستان نيكوكاري
 
 

هدف: مقايسه دو روش باکل صلبيه و ويترکتومي عميق از نظر زمان اتصال مجدد فووآ بعد از عمل جراحي موفقيت آميز در موارد جداشدگي شبکيه همراه با جداشدگي ماکولا.
روش پژوهش: در اين کارآزمايي باليني غيرتصادفي، 25 بيمار با جداشدگي رگماتوژن خودبه خودي شبکيه همراه با جداشدگي فووآ شامل 11 بيمار در گروه ويترکتومي عميق و 14 بيمار در گروه باکل صلبيه، مورد بررسي قرار گرفتند. انتخاب بيماران براي نوع عمل جراحي، صرفا بر اساس انديکاسيون هاي رايج و مورد قبول و به صورت غيرتصادفي بود. بيماران، قبل و در ماه هاي 1، 6 و 12 بعد از عمل تحت معاينات کامل چشمي و
(optical coherence tomography) OCT قرار گرفتند.
يافته ها:
OCT در گروه ويترکتومي عميق، در همه موارد، چسبيدگي کامل فووآ را در ماه هاي 1، 6 و 12 بعد از عمل نشان داد ولي در گروه باکل صلبيه، مايع زير فووآ به صورت تحت باليني، در يک ماه بعد از عمل در 8 بيمار (57.2 درصد)، در 6 ماه بعد از عمل در 7 بيمار (50 درصد) و در 12 ماه بعد از عمل در 3 بيمار (21.4 درصد) وجود داشت.
نتيجه گيري: در موارد جداشدگي شبکيه مشتمل بر ماکولا، ويترکتومي عميق، بر اساس نتايج OCT، منجر به چسبندگي کامل و بدون تاخير فووآ مي گردد و به وضوح بهتر از باکل صلبيه است. البته در گروه باکل نيز با گذشت زمان، افزايش تدريجي موارد اتصال مجدد فووآ تا ماه دوازدهم بعد از عمل مشاهده مي گردد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ