پاسخ به: حجاب اجباری !
دوشنبه 29 خرداد 1391 10:48 AM
آنتونی گیدنز، جامعه شناس معروف، مشکلاتی را که برای زندگی زنان در جامعه باز غربی - که بارزترین مشخصه آن از دید ما عدم رعایت حجاب است- بر می شمرد که ما در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم.
آزار جنسی از بارزترین مشکلات زنان در اینگونه جوامع است؛ آزار جنسي در محل كار مي تواند بعنوان استفاده از اقتدار شغلي يا قدرت به منظور تحميل خواستهاي جنسي تعريف شود. اين كار ممكن است شكلهاي خشن تري به خود بگيرد، مانند هنگامي كه به يك كارمند زن گفته مي شود كه يا به يك برخورد جنسي رضايت دهد يا اخراج شود.
اگر چه مردان ممكن است شكلهاي ملايم تر آزار جنسي را بي زيان بپندارند، زنان اغلب آنها را اهانت آميز تلقي مي كنند. از زنان انتظار مي رود صحبتهاي جنسي، اشارات يا نزديكي جوئيهاي فيزيكي نا خواسته را تحمل كنند و اهميت ندهند.
بديهي است تمايز قائل شدن بين آزار جنسي و آنچه كه مي تواند نزديكي جوئي مشروع از جانب مردي نسبت به يك زن تلقي شود آسان نيست؛ اما بر پايه گزارشهاي شخصي، برآورد گرديده كه در انگلستان از هر ده زن هفت زن در دوره زندگي شغلي خود به مدتي طولاني دچار آزار جنسي مي گردند. ارزيابي ميزان تجاوز جنسي عملا با هر دقتي بسيار دشوار است. تنها نسبت اندكي از تجاوزات جنسي عملا به اطلاع پليس مي رسد و در آمارها گزارش مي شود. رقم واقعي ممكن است تا پنج برابر آنچه آمار رسمي نشان ميدهد باشد. هر چند كه برآوردها تا اندازه زيادي فرق مي كند، يك بررسي درباره 1236 زن در لندن آشكار ساخت كه از هر 6 تن 1 تن مورد تجاوز قرار گرفته بودند، و از هر پنج تن بقيه، يك تن توانسته بود با مبارزه مانع اقدام به تجاوز شود، و نيمي از تجاوزات جنسي يا در خانه خود زن يا در خانه تجاوز كننده رخ داده بود. اكثر زناني كه مورد تجاوز قرار مي گيرند يا مي خواهند اين واقعه را از ذهن خود بيرون كنند و يا مايل به شركت در آنچه كه مي تواند يك فرايند اهانت آميز معاينه پزشكي، بازجوئي پليس و رسيدگي در دادگاه باشد نيستند. فرايند قانوني اغلب مدت زيادي طول مي كشد، ممكن است قبل از اين كه دادگاه رأي بدهد 18 ماه از وقوع حادثه گذشته باشد. محاكمه نيز مي تواند نگران كننده باشد، جريان دادگاه علني است و قرباني بايد با متهم رو به رو شود، مردان معمولا فقط بر اساس شهادت قرباني محكوم نمي شوند بنابراين بايد مدارك محكوم كننده از ديگران كسب شود؛ مدارك مربوط به اثبات دخول، هويت تجاوز كننده، و اين واقعيت كه عمل بدون رضايت رخ داده است همه مي بايست فراهم گردد.
در چند سال اخير جنبشهاي زنان بر تغيير تفكر عمومي و قانوني درباره تجاوز جنسي پافشاري كرده اند. آنها تأكيد كرده اند كه تجاوز جنسي نبايد بعنوان يك تخلف جنسي تلقي گردد، بلكه مي بايست به مثابه نوعي تبهكاري خشن در نظر گرفته شود. تجاوز جنسي تنها يك حمله فيزيكي نبوده بلكه حمله و تجاوز به تماميت فرد و شأن انساني است. و امروز تجاوز جنسي عموما بعنوان نوعي خشونت تبهكارانه شناخته شده است.