همان طوري كه انسان بودن، فطري و طبيعي انسان است و محال است كه ميان انسان و غير انسان، جذب و انجذاب و تركيب و توحيد، صورت گيرد، ايمان به خدا هم فطري انسان است و بنابراين، غير ممكن است كه يك انسان مؤمن - كه به يگانگي خداوند معتقد است - بتواند با يك انسان مادي يا مشرك، كه از فطرت پاك و انساني خود منحرف شده و فاصله گرفته است، با يك جذب و انجذابِ كامل، به وحدت برسد و از راه تركيب، دوگانگي را به يگانگي مبدل كند؛ بر همين اساس است كه قرآن كريم مي فرمايد:.
وَلا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتّي يُؤْمِنَّ وَلأمَة مُؤْمِنَة خَيْر مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أعْجَبَتْكُمْ وَلا تَنْكِحُوا المُشْرِكينَ حَتَّي يُؤْمِنُوا وَلَعَبْد مُؤْمِن خَيْر مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ أعْجَبَكُمْ؛(13).
با زنان مشرك ازدواج نكنيد تا اين كه ايمان بياورند و كنيز با ايمان از زن مشرك بهتر است، اگر چه آن زن مشرك (از لحاظ زيبايى) مايه شگفتي شما باشد، و به مردان مشرك زن ندهيد تا اين كه ايمان بياورند و بنده با ايمان از مرد مشرك بهتر است، اگر چه آن مرد مشرك مايه شگفتي شما باشد.
وقتي مرد يا زن با ايمان نتوانند با مشرك ازدواج كنند، مسلماً با افراد مادي هم نمي توانند ازدواج كنند؛ زيرا به هر حال، مشرك به خدايي معتقد است، ولي مادي به هيچ چيز معتقد نيست.
قرآن نه تنها چنين ازدواجي را منع كرده است، بلكه خاطرنشان مي كند كه ميان اين گونه افراد، جاذبه اي وجود ندارد.
الزَّاني لايَنْكِحُ إلاّ زانِيَةً أوْ مُشْرِكَةً وَالزّانِيَةُ لايَنْكِحُها إلاّ زانٍ أوْ مُشْرِك؛(14).
مرد زناكار جز با زن زناكار يا مشرك و زن زناكار نيز جز با مرد زناكار يا مشرك، نمي آميزد.
كساني هستند كه به خدا معتقدند، اما به نبوت و رسالت اعتقاد ندارند ازدواج با اينها نيز صحيح نيست؛ زيرا ايمان به خدا بدون اعتقاد به نبوت، سازندگي ندارد و به همين جهت، باز سنخيتي ميان مسلمان و اين گونه افراد وجود ندارد.
كساني هم هستند كه ايمان به خدا و نبوت دارند، اما به نبوت كسي معتقدند كه اسلام، پيامبري او را قبول ندارد. ازدواج با اينها نيز بدون ترديد صحيح نيست؛ زيرا فاصله، زياد و سنخيت، ناچيز است.
اما يهوديان و مسيحيان، هم به خدا معتقدند و هم به نبوت حضرت موسي و عيسيي كه قرآن نيز رسالت آنها را تأييد كرده است كه اينها را اهل كتاب مي نامند و مسلماً سنخيت ميان مسلمان و اهل كتاب، زياد است؛ زيرا در اعتقاد به مبدأ و معاد و رسالت و بسياري از فروع و برنامه هاي عملى، با هم تشابه دارند؛ مانند: نماز و روزه و... مطابق بعضي از روايات، با زرتشتيان نيز بايد معامله اهل كتاب كرد.
به همين جهت است كه قرآن، هنگامي كه در سوره مائده - كه آخرين سوره اي است كه بر پيامبر نازل شده و مطابق روايات رسيده، احكام اين سوره ناسخ است و نه منسوخ - امور حلال را مي شمارد، مي فرمايد:.
الْيَوْمَ اُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَطَعامُ الَّذينَ أوتُوا الكِتابَ حِلّ لَكُمْ وَطَعامُكُمْ حِلّ لَهُمْ وَالمُحْصَناتُ مِنَ المُؤْمِناتِ وَالمُحْصَناتُ مِنَ الّذينَ اُوتُوا الكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ؛(15).
امروز چيزهاي پاكيزه و طعام اهل كتاب( از قبيل گندم و نخود و برنج و لوبيا) و زن هاي پاكدامنِ مؤمن و اهل كتاب بر شما حلال شده است.
مطابق اين آيه شريفه، ازدواج مرد مسلمان با زن يهودي و مسيحى، بلا اشكال است؛ فقط بعضي گفته اند: اين حكم به وسيله آيه 221 سوره بقره - كه قبلاً نقل شد - نسخ شده است؛ زيرا اهل كتاب، جزء مشركان هستند؛ اما پاسخ اين است كه: اولا به اهل كتاب مشرك گفته نمي شود و ثانياً، سوره بقره قبل از سوره مائده نازل شده است و نمي تواند ناسخ احكام سوره مائده باشد.
بعضي نيز گفته اند: اين حكم به وسيله آيه زيرنسخ شده است:.
لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الكَوافِرِ؛(16).
زنان كافر را نگاه داري نكنيد.
اين نيز صحيح نيست؛ زيرا اولاً سوره ممتحنه قبل از سوره مائده نازل شده است و ثانياً مقصود از اين آيه اين است كه اگر مردي مسلمان مي شود، در صورتي حق دارد زن خود را نگاه داري كند كه مسلمان شود؛ اما اگر مسلمان نشود، نبايد او را نگاه بدارد.
مفسر عالي قدر حضرت علاّمه طباطبايي - رضوان الله عليه - در تفسير الميزان، ذيل آيه 5 سوره مائده مي فرمايند:.
(
نظر به اين كه اين آيه در مقام امتنان و تخفيف است، به وسيله آيه: لاتَنْكِحُوا المُشْرِكاتِ وآيه: لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الكَوافِرِ قابل نسخ نيست.).
بدين ترتيب، از خود قرآن دليلي بر منع ازدواج با زنان اهل كتاب نداريم و تفاوتي ميان ازدواج دايم و منقطع هم نيست، ليكن، روايات در اين باره مختلف است.
فتاواي فقها نيز مختلف است؛ صاحب جواهر - رحمة الله عليه - روايات منع را حمل بر كراهت كرده است. بعضي ميان ازدواج دايم و منقطع فرق گذاشته، ازدواج منقطع را تجويز و ازدواج دايم را منع كرده اند. بعضي هم در مورد ازدواج دايم، توصيه به احتياط كرده اند و به هر حال، بر مقلدان است كه مطابق رساله هاي عمليه مراجعِ فتوا عمل نمايند.
نكته اي كه در يكي از روايات آمده، اين است كه امام صادق(ع) فرمود:.
من دوست نمي دارم كه مرد مسلمان با زن يهودي و مسيحي ازدواج كند، زيرا بيم آن است كه فرزندش يهودي يا مسيحي شود.(17).
به نظر مي رسد كه نكته مهم همين است؛ يك زن مسلمان، سعي مي كند كه فرزند خود را مسلمان بار بياورد و يك زن غيرمسلمان نيز مي كوشد كه فرزند خود را غيرمسلمان پرورش دهد؛ بنابراين، توجه به اين حقيقت، بسيار ضروري است. اگر كسي طالب ايمان و سعادت فرزندان خود باشد، هرگز با زن غيرمسلمان ازدواج نمي كند، مگر اين كه فرزند نخواهد يا مطمئن باشد كه بتواند وظيفه ديني خود را در قبال او به خوبي انجام دهد.
ازدواج زن مسلمان با مرد يهودي و مسيحى، بدون هيچ ترديدي ممنوع است؛ زيرا با توجه به ويژگي هايي كه در خُلق و خوي زن و مرد هست و تأثيري كه زنان از شوهران مي پذيرند، نه تنها نمي توانند تعهد اسلامي خود را نسبت به فرزندان انجام دهند، بلكه خودشان نيز در معرض خطرند.