اويس قرني، آشنايي دور!
دوشنبه 22 خرداد 1391 9:17 AMاويس قرني، آشنايي دور!
مسلماني ساکن بود که در زمان
آنقدر تابش نور حقيقت در دل او اثر گذارده بود كه با آنكه خدمت رسول الله
وقتي كه دندان پيامبر در جنگ احد شكست، دندان او در وطن خود شكست.
شغلش شتر چراني بود و از آن امرار معاش مي كرد؛ مادري داشت كه بسيار به او علاقه مند بود.
از مادر اجازه خواست كه به او رخصت دهد تا به خدمت رسول الله
در مدينه خدمت پيغمبر برسد و زياده توقف نكند، و اگر پيغمبر در مدينه نبود، برگردد.
اويس به سوي مدينه آمد و از رسول الله تفحص كرد، گفتند: پيغمبر در مدينه نيست. يكي دو ساعت در مدينه توقف كرد،
به خاطر اطاعت از مادر از مدينه خارج شد.
وقتي حضرت به مدينه مراجعت كرد فرمود: گفتند: شتر باني كه اويس نام داشت آمد و به سرعت باز گشت؛ حضرت فرمود:
منابع:
1. منتهي الآمال، ج 1، ص 142.
2. ناسخ التواريخ، ج أمير المؤمنين، ج2، ص12.