واسيليكي پاپانتونوپولو خوب ميداند كه آلمان شانس زيادي براي شكست دادن يونان در بازي جمعه دارد اما اميدوار است كه دانش و تجربه تيم فرناندو سانتوس به دردشان بخورد، بايد با يكي از مدعيان جدي قهرماني روبرو بشوند.
تيمي كه هر سه بازي گروهياش را برده و عملكرد تيمشان هم مثل ساعت منظم است: «ما در يوناني براي چيزي كه اينقدر سالم و دقيق كار ميكند اصطلاح خاصي داريم؛ «از خودش سلامتي تراوش ميكند» و آلمان يك تيم سراپا سلامت و آماده است هم از لحاظ جواني هم قدرت هم سرعت و هم استعداد. آنها بازيكناني را دارند كه در كنار هم با هماهنگي بالا بازي ميكنند.
براي همين رجزخواني قبل از بازي وجود نخواهد داشت. هيچ كس حتي يك لحظه هم نميتواند به بخت بيشتر آلمان براي برد فكر نكند. هيچ پيش زمينه خاصي نميشود براي اين بازي داشت.» آخرين باري كه دو تيم با هم روبرو شدند در مقدماتي جام جهاني بود كه به مه 2001 برميگردد. ميروسلاو كلوزه در آن بازي از روي نيمكت وارد بازي شد و در آتن نتيجه را 2-2 كرد. در آلمان هم ژرمنها 2-4 پيروز شدند اما از آن موقع تاكنون اوضاع خيلي تغيير كرده است البته به جز حضور كلوزه در تيم ملي انگليس.
نفوذ روح فوتبال آلمان به يونان از زمان مربيگري اوتو رهاگل آلماني در اين تيم شروع شد و آنها را به قهرماني سال 2004 اروپا هم رساند. تازه بازيكنان يوناني از آن پس خودشان را به قوارههايي رساندند كه موفق شدند به بوندس ليگا راه پيدا كنند و از لحاظ جسمي چيزي كم نياوردند.
در آلمان بازيكنان يوناني تازه قوانين ابتداي تمرين و تكل را هم ياد گرفتند. در بوندس ليگا همچنان به استعدادهاي جوان يوناني اعتماد ميشود. براي همين كاملا طبيعي است كه بازيكناني چون كرياكو پاپادوپولوس يا كاستاس فورتونيس در سن هجده سالگي پخته به نظر برسند اما درمورد بازي روز جمعه بايد گفت كه آلمان با حريفي روبرو ميشود كه به سبك آلماني بازي ميكند. قوي و فيزيكي است و شعارش هم «هرگز تسليم نميشويم». بازيكنانشان فوتبال آلمان را خوب ميشناسند چون خودشان همانجا پرورش يافتهاند. برخورد دو تيم با ويژگيهايي كه تا حدي مشابه است از همين جهت است كه ميتواند جالب باشد.
دستاوردهاي آلمان از مرحله گروهي
9 امتياز از 3 بازي؛ به سختي ميتوان با اين گفته كه يك چنين تيمي قدرت بالايي دارد مخالفت كرد. اين تيم در همه دقايق هم با سبك خاص خودش بازي نكرد اما بازيكنانش در قالب يك تيم به خوبي فرو رفته بودند و حالا با پختگي و تجربياتي كه دارند بيشتر از هميشه ميتوانند بازيها را كنترل كنند. در هر سه بازي تعويضهايي كه لو انجام داد روي كل 90 دقيقه بازي تاثير خودش را گذاشت. در ديدار با پرتغال آنها 75 دقيقه اختيار بازي را در دست داشتند همينطور مالكيت توپ را.
در بازي با هلند كمتر صاحب توپ بودند اما برگ برنده دست آلمان بود. و مقابل دانمارك كل 90 دقيقه سرتر از حريف ظاهر شدند و اصلا به نظر نميرسيد كه حريف فرصتي براي گل زدن داشته باشد. اين وضعيت در حالي جالبتر ميشود كه بدانيد ساير سرگروهها در مرحله گروهي امتياز از دست دادهاند.
اين احترام بيش از حدي كه ساير تيمها براي آلمان قايل هستند ديگر نميگذارد كه آنها سبك خاص خودشان را به نمايش بگذارند. لو در لويو گفت: «هر حريفي كه به ما رسيد عقب كشيد. ميدانستيم دانمارك هم همين كار را ميكند. اصلا انگار نتيجه برايشان مهم نبود.» در نهايت به اين عبارت ميرسيم كه شايد واقعا هرچه لو به آن دست ميزند طلا ميشود. قبل از بازي اول گفت از اعتمادش به ماريو گومز كاسته نشده و او را فعلا به كلوزه ترجيح ميدهد.
مزد اعتمادش را هم با سه گل گومز گرفت. او جاي پر مرتهساكر را كه در فصل گذشته به اندازه كافي بازي نكرده بود با متز هوملز پر كرد و مدافع دورتموند از آن موقع تاكنون محور اصلي خط دفاعي آلمان بوده است، حتي بعد از محروم شدن بواتنگ هم به لارس بندر در سمت راست بازي داد- پستي كه اين بازيكن در فصلي كه گذشت هرگز در آن بازي نكرده بود- و بندر با گلي كه به دانمارك زد ستاره ميدان شد.
لو اينطور نتيجه گيري ميكند: «لارس بندر در خودش همه ويژگيهاي يك دفاع جلوزن عالي را دارد.» با داشتن مربي كه پنجهاش اينچنين طلايي و خوش شانس است اين تورنمنت شايد همان فرصتي است كه ژرمنها مدت هاست انتظارش را ميكشند