پاسخ به:عشقولانه
یک شنبه 11 خرداد 1393 7:01 AMگر همسفر عشق شدی مرد سفر باش
ورنه ره خود گیر و یکی راه گذر باش
هشدار که یخ تاب تب عشق ندارد
گر بسته قالب شده ای فکر دگر باش
•
•
•
•
•
•
آن دوست که دیدنش بیاراید چشم
بی دیدنش از دیده نیاساید چشم
ما را ز برای دیدنش باید چشم
ور دوست نبینی به چه کار آید چشم
•
رفتن بهانه نمی خواهد
بهانه های ماندن که تمام شوند کافیست
•
•
•
•
•
•
نمی دانم دل من نازک است
یا چشمان تو تیز
هرچه نگاه به تو می دوزم
بند دلم پاره می شه
•
•
•
•
•
•
مسافت نمی تونه به محبت فاصله بده
با اینکه کنارم نیستی اما مهربونیتو حس می کنم