| اپيدميولوژي ايران بهار 1389; 6(1):39-45. |
| |
|
| |
| اسماعيل نسب نادر,افخم زاده عبدالرحيم*,ابراهيمي ئاوات |
| |
| * دانشگاه علوم پزشکي کردستان، دانشکده پزشکي، گروه پزشکي اجتماعي |
| |
|
مقدمه و اهداف: بر اساس بررسي ها در ايران بيش از دو ميليون نفر به ديابت غيروابسته به انسولين مبتلا هستند. شواهد دال برآن است که کنترل قندخون بيمار مي تواند خطر عوارض ناتوان کننده و حتي کشنده ديابت را کاهش دهد. اين مطالعه به منظور بررسي وضعيت کنترل ديابت با استفاده از هموگلوبين گليکوزيله و قندخون ناشتا و ارتباط آن با برخي عوامل انجام شد.
روش کار: در يک مطالعه توصيفي تحليلي بيماران تيپ 2 ديابت مراجعه کننده به مرکز ديابت بيمارستان توحيد سنندج، به شرط کامل بودن پرونده وارد مطالعه شدند. روش نمونه گيري تصادفي ساده بود و حجم نمونه 411 نفر تعيين شد. براي جمع آوري اطلاعات از پرسشنامه اي که توسط پژوهشگر طراحي شده بود، استفاده گرديد. براي آناليز نتايج از تحليل تک متغيره و تحليل چند متغيره (رگرسيون لجستيک) استفاده شد. سطح معني داري P<0.05 بود.
نتايج: در تحليل تک متغيره،رابطه قندخون ناشتاي بيماران با تحصيلات و شغل بيماران و نحوه مراجعه از نظر آماري معني دار بود. هموگلوبين گليکوزيله با جنسيت و سن و تحصيلات و شغل بيماران و نحوه مراجعه رابطه معني دار داشت. در رگرسيون لجستيک قندخون ناشتا با شاخص توده بدني و نحوه مراجعه و هموگلوبين گليکوزيله نيز با شاخص توده بدني و نحوه مراجعه رابطه معني دار داشت. همبستگي مثبت بين قندخون ناشتا و هموگلوبين گليکوزيله وجود داشت (r=0.54).
نتيجه گيري: رگرسيون لجستيک نشان داد که متغير هايي چون شاخص توده بدني و نحوه مراجعه در کنترل ديابت تاثير دارند.
|
| |
| كليد واژه: عوامل موثر، کنترل ديابت، هموگلوبين گليکوزيله، قندخون ناشتا |
| |
| |
|
نسخه قابل چاپ
|