«راستی» در گفتار و کردار، در نیت و عمل، در دوستی و رفاقت، در گواهی و مشارکت، در قول و قرار و عهد و پیمان، در امتحان و کار، در همسایگی و روابط و ... یک ارزش مهم اخلاقی به شمار می رود. در مقابل، دروغ و نیرنگ و شیادی، گندم نمایی و جو فروشی، وعده دادن و خلف وعده کردن، از مظاهرِ «عدم صداقت» است که بنیان جامعه را بر هم می زند.

میدان «صدق»، تنها در گفتار نیست. صداقت در ابراز محبت و صدق در عهد و صدق در ایمان هم از مصادیق راستی است. قرآن کریم دستور می دهد که با راستان باشید: «وَ کُونوا مع الصّادقین».

از حضرت اسماعیل با عنوانِ «صادق الوعد» یاد می کند؛ از مقام والای صدیقین ستایش می کند و روز قیامت را روزی می داند که صدق صادقان و راستی راستان به فریادشان می رسد: «هذا یَوْمُ یَنْفَعُ الصّادقینَ صدقهم».

از لقبهای پرافتخار و دوست داشتنی حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ نیز، «صدیقه» است.

تربیت شده اخلاق قرآنی، نه دروغ می گوید؛ نه ریا و تظاهر می کند؛ نه دیگران را فریب می دهد؛ نه دچار نفاق و دورویی می شود؛ نه برای جلب منافع مادی، کم فروشی و احتکار و تقلب می کند. ناهمخوانی ظاهر و باطن و یکی نبودنِ «بود» و «نمود»، از عدم صداقت سرچشمه می گیرد.

از قول بایزید بسطامی چنین نقل شده است:

«یا چنان نمای که هستی، یا چنان باش که می نمایی.»

امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود: بد بنده ای است آنکه دو چهره و دو زبان داشته باشد؛ در حضور برادر دینی او را می ستاید و پشت سر، او را می خورد!

«صداقت سیاسی» هم خود را در مسائل اجتماعی و فعالیتهای گروهی و جناح بندیها و طرفداریها و موضع گیریها نشان می دهد و دورویی از بازیگری و رندی آشکار می شود.

اساس اسلام بر «صداقت» است. سعدی چه نیکو گفته است:

طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر، که اخلاص به پیشانی نیست