خدایا!!!

از بـد کردن آدمهایت شکایـت داشتـم به درگــاهت…

امـا شکایتـم راپس میگیـرم…

من نفهمیدم…فراموش کرده بودم که بـدی را خلـق کـردی

تا هـــــر زمان که دلــ♥ـــم گرفت از آدمهایت…نگاهـــــم به تــ♥ـــو باشد…

گاهی فرامــــوش میکنم که وقتی کسـی کنــــــارم نیست…

معنایش این نیست که تنهایــــــــم…

معنایش اینست که هــــمه را کنار زدی تـا خودم باشم و خــــــودت…

با تــــ♥ـــو تنهایی معنا ندارد…

مانده ام تــــ♥ــــو را نداشتم چه میکردم…