راستش دیشب دلم برای روی ماهت تنگ شده بود.

دلتنگیهایم را برای آسمان نجوا میکردم.

چشمانم که سنگین شدند، دیگر صبح شده بود.

خورشید بسنگینی بالا می آمد؛ آرام و غمزده.

انگار دل پری داشت,

پر از درد دل شبهای آدمهای روی زمین!