با که گویم که بی تو تابم نیست

آن گیاهم که آفتابم نیست

به کدامین ستاره شِکوه کنم

که شبم هست و ماهتابم نیست

کاش می آمدی و می دیدی

کز شب دوری تو تابم نیست

با خیالت نمی توانم خفت

تا خیال تو هست خوابم نیست

نغمه چون سر کنم که می بینم

دیگر آن شور و التهابم نیست