مردی صبح که ازخواب بیدارشد، دید تبرش نیست.
شک کرد که همسایه‌ آن را دزدیده. وقتی همسایه را زیرنظرگرفت متوجه شد که او مثل یک دزد راه می‌رود و رفتار می کند و...
آنقدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت از او شکایت کند. اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد.
 
مرد این بار که همسایه را زیر نظر گرفت، دید که وی مثل یک آدم شریف راه می‌رود و رفتار می کند!
 
مواظب افکارمان باشیم!