مسیحای جوانمرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین
 

هوا بس ناجوانمردانه سرد است...
 

دمت گرم و سرت خوش باد
 

سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
 

منم من میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم
 

منم من سنگ تیپاخورده رنجور
 

منم دشنام پست افرینش ، نغمه ناجور
 

نه از رومم ، نه از زنگم
 

همان بی رنگ بی رنگم
 

بیا بگشای در بگشای دلتنگم