مثلا قرار بود 5 شنبه ها ساعت  10 همه بیان 

انگار باز هم همه یادشون رفته 

من فقط اومدم 

مدیر شما شاهد باش  بچه های پاتوق هم قولشون یادشون رفته  هم پاتوق و تنها گذاشتن


سلام خانم معلم ببخشید من عروسی بودم نشد بیام تازه شما که گفتی کلاس تعطیل شد ولی خوب باز اومدم صادق داره فرش میشوره انگار همسایه ها هم فرشارو دادن صادق بشوره آخه خیلی کارش طول کشید 

داش رضا هم انگار ترک تحصیل کرده افتخار نمیده 


سلام اقا این سلامت دروغ میگه.دیالوگ منو دزدیده.من عروسی بودم،نه تو.اگه راس میگی عروسی کی بود؟؟؟

اما واقعا منم عروسی بودم.خانوم معلم شرمنده ام.ببخشید...