مسنجر: کسی که در سن پیری و وقتی موقع بازی می بازد، جر می زند

مخلص: احمق – بدون مخ

ظنین: در متون تاریخی به صورت زنین آمده است، جمع مکسر زن، زنها

زنجان: سرور، همان زن به شیوه صمیمانه، چیزی که همه مردها مجبورند بگویند

زنگوله: مرد خرفت، هر مردی یکی از کسانی که زن ها به راحتی گول شان می زنند.

زنبور: زنی که به رنگ بور علاقه مند است.

زندان: (به فتح ز) محل اجتماعات بانوان، ردیف اول کلاس

زندان انفرادی الکترونیک: پشت میز کامپیوتر حاوی یاهو مسنجر

غش در معامله: وقتی کسی در معامله ای آنقدر سود یا ضرر کند که از شدت هیجان غش کند

دیگه زنگ نزن: نقاش ساختمان احساساتی خطاب به نرده آهنی بعد از مالیدن ضدزنگ

مرزنگوش: کاربرد خاصی ندارد اما باتوجه به ریشه تاریخی آن (مرد + زن + گوش) نتایج زیر برداشت می شود:

۱٫ مردی که به حرف زنش گوش می کند.

۲٫ زنی که گوش مردش را می کشد.

۳٫ مردی که گوش زنش گوشواره می کند.

هندوانه: مرغ دونده

سیاست های غلط:

ثیاثت – صیاصت – ثیاثط – صیاصط – سیا سط – ثیا ست – صیا ست – سیاثط – سیاثت – صیا سط – ثیاصت – سیاصت – سیاثت – ثیاصط – …