پاسخ به:اخبار قرآنی (1391/03/08)
دوشنبه 8 خرداد 1391 10:03 PMعلیاكبر بابايی:
علامه طباطبايی مستندات قابل دفاعی مبنی بر وجود بطون طولی قرآن ذكر نكرده است
گروه انديشه: استاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با اشاره به اينكه علامه طباطبايی مستندات قابل اعتمادی مبنی بر وجود بطون طولی برای قرآن ندارد، اظهار كرد: در نقد اين ديدگاه علامه بايد گفت كه با در نظر گرفتن آيه مورد استناد، سياق ظاهری آيه، بر آن بطن نهايی مورد نظر علامه، يعنی نفی شريك قرار دادن هر چيز اعم از بت و غير بت دلالت میكند.
حجتالاسلام و المسلمين علیاكبر بابايی، عضو هيئت علمی گروه قرآنپژوهی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، به تبيين بطون طولی و عرضی قرآن در منظر علامه طباطبايی پرداخت و گفت: علامه با تحليل آيه 36 سوره نساء و نيز استناد به رواياتی كه مبنی بر آنها «قرآن هفت بطن دارد و هر بطن آن، بطن ديگری دارد» وجود بطون طولی و عرضی را برای قرآن اثبات میكند.
وی در پاسخ به اين پرسش كه آيا ممكن است آيهای از قرآن كريم هم واجد بطون طولی و هم عرضی باشد، گفت: از لحاظ عقلی محال نيست كه آيات قرآن هم دارای بطون طولی و هم بطون عرضی باشد، اما اينكه در عمل چنين چيزی وجود دارد يا نه بحث ديگری است كه نيازمند بررسی است كه تاكنون به موردی از آن برخورد نكردهام.
اين پژوهشگر افزود: علامه طباطبايی در مورد آيه شريفه «... وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَیْئًا...؛ چيزى را با او شريك مگردانيد» (نساء/36)، میگويد: اين آيه در نگاه اول، به معنای آن است كه بتها را نپرستيد، بعد با تحليل و دقت بيشتر میفهميم كه مفهوم اين آيه اختصاص به نهی از پرستش بت ندارد، بلكه معنای آن نهی از پرستش غير از خداست، ولو اينكه بت هم نباشد و به عنوان مثال انسان ديگری باشد يا ... .
وی همچنين ادامه داد: از نظر علامه طباطبايی با تحليل و دقت بيشتر در معنای اين آيه، پی میبريم كه بايد خود را هم نپرستيم و از خودپرستی پرهيز كنيم و در مرتبهای ديگر از تحليل، میفهميم كه تنها مفهوم اين آيه، نفی پرستش غير نيست، بلكه بايد به آنها توجه و التفاتی هم نداشته باشيد.
بابايی با اشاره به اينكه علامه طباطبايی با اين بررسی، مراتبی از معنای آيه را تصور میفرمايد، نظر علامه را چنين توضيح داد: معنای نخست، معنای ظاهری آيه است و هريك از مراتب كه با دقت و تحليل بيشتر به دست میآيد، نسبت به معنای سادهتر و سريعالوصولتر، باطن آيه به حساب میآيد و به اين ترتيب ايشان طوليت و نسبيت را در خصوص بطون قرآن مطرح كرده است.
وی افزود: مستند نخست علامه طباطبايی درباره طولی بودن متون قرآن، تحليل همين آيه شريفه است و دليل دوم او رواياتی است كه مبنی بر آنها «قرآن هفت بطن دارد و هر بطن آن بطن ديگری دارد» كه علامه طباطبايی معتقد است بطون يك بطن در واقع اشاره به بطون طولی دارد كه معنای آن را ذيل معنی ديگر میتوان دريافت.
اين پژوهشگر با اشاره به اينكه دلايل علامه طباطبايی مبنی بر وجود بطون طولی برای قرآن، مستندات قابل اعتمادی نيست، گفت: در نقد اين ديدگاه علامه طباطبايی بايد گفت كه با در نظر گرفتن آيه «... وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَیْئًا...»، میفهميم كه واژه «شیء» نكره است و همراه با نفی است و بنابراين سياق ظاهری آيه، بر آن بطن نهايی مورد نظر علامه، يعنی نفی شريك قرار دادن هرچيز اعم از بت و غيربت دلالت میكند.
وی افزود: اگر اطلاق نهی «لاَ تُشْرِكُواْ» را هم در نظر بگيريم، میفهميم كه منظور اين آيه، شريك قرار ندادن خدا از هر جهت؛ چه از جهت عبادت، چه از جهت محبت و چه از جهت اعتماد و توجه است و بنابراين مراتبی كه علامه با دقت و تحليل معنای آيه به دست آورده است، همگی معنای ظاهری آيه كريمه هستند.
بابايی با ذكر دليل ديگری در نقد نظر علامه طباطبايی، گفت: اگر گفته شود كه قرار داشتن عبارت «لاتشركوا» در كنار عبارت «واعبدوا» اطلاق را مقيد به عبادت میكند، بحث ديگری پيش میآيد كه البته اگر آن را بپذيريم، استفادهای كه علامه از اين آيه میكند و نفی التفات به غير خدا را مطرح كردهاند، با مشكل مواجه میشود و میتوان گفت كه منظور آيه صرفاً نفی پرسشتش غيرخداست.
وی همچنين دليل دوم علامه در استناد به روايات را ضعيف دانست و افزود: اين روايت كه «قرآن هفت بطن دارد و هر بطن آن بطن ديگری دارد» و مورد استناد علامه طباطبايی است، و بر اساس آن بطون طولی قرآن مطرح شده است، دارای سند ضعيف است و به اين ترتيب، به نظر میرسد دليل قابل قبولی برای پذيرش بطون طولی برای قرآن نداريم.
اين پژوهشگر دليل وجود بطون قرآنی را رواياتی دانست كه معانی متعدد برای يك آيه بيان كرده است و اين معانی را نمیتوان از ظاهر آيه به دست آورد، و گفت: بايد بگوييم كه آيات رمز و راز ويژهای دارند و با فهم فوق عرف میتوان به آن دلالت رسيد و اگر چنين باشد، بايد ببينيم كه در روايات چه بطونی برای آيه بيان شده است.
وی ادامه داد: بطونی كه در روايات بيان شده است، نوعاً عرضی هستند. به عنوان مثال در آيه شريفه « ثُمَّ لْیَقْضُوا تَفَثَهُمْ...» (حج/29) كه قضای تفث مورد امر واقع شده است و معنای ظاهری آن خاتمه دادن به ژوليدگی است. در برخی از روايات به اين معنای دور از ذهن اشاره شده است كه منظور از اين آيه ديدار و زيارت امام است و ما نمیتوانيم اين دو معنا را در طول هم در نظر بگيريم
بابايی نتيجه اين مطلب را چنين عنوان كرد كه بايد اين دو معنی را در عرض يكديگر بدانيم و بگوييم قضای تفث يعنی زدودن آلودگیها و ژوليدگی كه دو مصداق ظاهری و باطنی دارد. به اين ترتيب، با گرفتن ناخن و استحمام كردن، آلودگی ظاهری برطرف میشود و با زيارت امام، آلودگی باطنی مرتفع میشود و اينها دو مصداق برای مفهومی عام به حساب میآيند.
وی با بيان اينكه حتی اگر بپذيريم كه آيات هم بطون طولی داشته باشند و هم بطون عرضی، گفت: ممكن نيست ميان اين دو وجه، تعارضی رخ دهد. حتی ممكن است چندين بطن عرضی برای يك آيه وجود داشته باشد كه هريك از آنها واجد بطون طولی جداگانه باشند كه علامه طباطبايی میگويد با دقت نظر در همه آن معانی كه در عرض يكديگر قرار دارند، معانی ديگری در طول آنها را میتوان از معنای آيه به دست آورد.