پاسخ به:“چند جمله با خدا”
دوشنبه 15 خرداد 1391 2:48 PMباغبان گل که در بر منی
مهربان من تومــادر منی
می تراود از لبان تو بهار
ابر رحمتی که برسرمنی
آیه آیه خوانده ام تراکه چون
سوره ای که زیب دفترمنی
شاهکار شعـر دفتـر خدا
خوانده ام ترا توازبرمنی
زنده باشی ای که سالهاست چون
شمع شب فروز بستر منی
خواستم بگویمت عزیزمن
من امید تو ،تو سرور منی
دستهات شاخه های سبزعشق
پیچکی که دور پیکر منی
چشمهای تو زلال وباصفا
همچـــو آینه بـرابـر منی
درطلوع زندگی به باغ عشق
از گل سپیـده بهتــر منی