پاسخ به:داستان کوتاه
چهارشنبه 10 خرداد 1391 3:11 PM
زنی چشمهای بغایت خوش و خوب داشت.روزی از شوهر شکایت به قاضی
برد قاضی روسپی باره بود از چشمهای او خوشش آمد طمع در او بست و
طرف او گرفت.
شوهر دریافت چادر از سرش در کشید قاضی رویش بدید سخت متنفر شد.
گفت: برخیز ای زنک چشم مظلومان داری و روی ظالمان.
برد قاضی روسپی باره بود از چشمهای او خوشش آمد طمع در او بست و
طرف او گرفت.
شوهر دریافت چادر از سرش در کشید قاضی رویش بدید سخت متنفر شد.
گفت: برخیز ای زنک چشم مظلومان داری و روی ظالمان.