پاسخ به:قلعه الموت
سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 12:19 PM
استان قزوین از شمال به گیلان،از جنوب به استان مرکزی،از شرق به تهران و از غرب به استان زنجان و همدان محدود می شود.در حقیقت این استان با توجه به موقعیت جغرافیایی خود مانند پلی،پایتخت کشور را به مناطق شمال غربی و کشورهای آسیای میانه و اروپا متصل می کند و به دلیل موقعیت مناسب ضمن توسعه کشاورزی،صنعتی و خدماتی به یکی از قطب های مهم توسعه کشور تبدیل شده است.
شهر قزوین تا سال 1375 جزو محدوده تهران بود.در این سال،این شهر از استان تهران جدا شد و همراه با شهرستان تاکستان از استان زنجان به عنوان استان قزوین در تقسیمات کشوری جای گرفت.
بر اساس اسناد و مدارک موجود،قدمت و سابقه تاریخی منطقه قزوین به دوران حکومت مادها،در قرن نهم پیش از میلاد می رسد،در آن زمان ناحیه کوهستانی جنوب و جنوب غربی قزوین جزئی از قلمرو مادها به شمار می رفت که همواره مورد تاخت و تاز اقوام و قبایل مختلف،از جمله دیالمه طبرستان قرار داشت.
بررسی آثار و ابزار به دست آمده از تپه سگزآباد در بخش بوئین زهرا،نشان میدهد که این منطقه در هزاره های چهارم و پنجم پیش از میلاد زیستگاه جماعت های انسانی بوده و بنای اولیه این شهر را به شاپور اول ساسانی نسبت می دهند.
در حال حاضر این استان دارای رودها،کوه ها،چشمه ها،دریاچه ها،مراکز آب درمانی،آثار تاریخی و قلعه های فراوان است که اغلب این قلعه های تاریخی در طول راه هایی ساخته شده اند که به قلعه الموت منتهی می شوند،لذا به دلیل نزدیکی این استان به تهران و در صورت سرمایه گذاری مناسب می تواند در آینده نزدیک به یکی از قطب های گردشگری نزدیک پایتخت تبدیل شود.
قلعه الموت که با جنبش سیاسی و دینی "حسن صباح" ارتباط مستقیم دارد یکی از جاذبه های تاریخی و مشهور این استان محسوب می شود.این قلعه بر فراز کوهی است که اطراف آن را پرتگاه های عظیم و بریدگی های شگفت فرا گرفته،این کوه از نرمه گردن(میان نرمه لات و گرمارود)شروع شده و به طرف مغرب ادامه پیدا می کند،صخره های پیرامون قلعه که رنگ سرخ و خاکستری دارند،در جهت شمال شرقی به جنوب غربی کشیده شده اند،پیرامون دژ از هر چهار سو پرتگاه قرار دارد و تنها امکان دسترسی به آن،از راه بسیار تاریکی است که در شمال آن وجود دارد.
قلعه الموت را مردم محلی"قلعه حسن" می نامند.این قلعه از دو بخش شرقی و غربی تشکیل شده که هر بخش آن نیز به دو بخش قلعه بالا و قلعه پایین تقسیم شده که در اصطلاح محلی آنها را "چورقلا"و "پیازقلا" می نامند.
در بخش جنوب غربی قلعه،حوضی به طول 8 متر و عرض 5 متر در سنگ کنده اند که هنوز هم بر اثر بارندگی های زمستان و بهار پر آب می شود،در کنج جنوب غربی این حوض درخت تاک کهن سالی که همچنان سبز و شاداب است،جلب توجه می کند.
اهالی محل بر این باورند که این درخت را "حسن صباح" کاشته است.این قسمت از قلعه به احتمال زیاد همان محلی است که حسن صباح به مدت 35 سال در آن اقامت داشته و پیروان خود را رهبری می کرده.
در بخش شرقی قلعه پاسداران قلعه و افراد خانواده های آنها ساکن بودند در حال حاضر آثار کمی از دیوار جنوبی این قسمت باقی مانده،در جانب شمالی این دیوار ده آخور برای چهارپایان،در داخل سنگ کوه کنده شده است.
همچنین از آنجا که در تمام طول سال،گروه زیادی در قلعه سکونت داشته و آب بسیار نیاز داشتند؛سازندگان قلعه با هنرمندی خاصی اقدام به ساخت آب انبارهایی کرده اند و به کمک آب روهایی که در دل سنگ کنده اند،از فاصله دور آب را بر این آب انبارها سوار می نمودند.
سال بنای قلعه الموت در کتاب نزهه القلوب حمدالله مستوفی،246 هجری قمری ذکر شده که همزمان با خلافت المتوکل خلیفه عباسی است.بنا به روایات قلعه الموت در سال 654 هجری قمری به دست هلاکو خان سقوط کرد و پس از آن پیروان فرقه اسماعیلیه به طور مستتر و متواری در آذربایجان،عراق و فارس همچنان فعالیت داشتند.این فرقه،تا ظهور آقاخان محلاتی مطابق یکی از روایات خودشان 18 پیشوا داشته که فهرست نام،تاریخ و سنین آنها در کتاب های اسماعیلیه آمده است.