پاسخ به:شاد زي اي عشق!
یک شنبه 11 مرداد 1388 11:06 AMعاشقي،نه کار توست
گويند که مردي برزني عارفه رسيد وجمال آن در دل آن مرد، اثر کرد. گفت:اي زن!من خويشتن را از دست بدادم، در هواي تو. زن گفت: چرا نه در خواهرم نگري که از من با جمال تر است ونيکوتر؟
مرد گفت:کجاست آن خواهر تو تا ببينم؟زن گفت:برو - اي بطّال - که عاشقي نه کار توست. اگر دعوي دوستي تو با ما درست بودي، تو را پرواي ديگري نبودي
گويند که مردي برزني عارفه رسيد وجمال آن در دل آن مرد، اثر کرد. گفت:اي زن!من خويشتن را از دست بدادم، در هواي تو. زن گفت: چرا نه در خواهرم نگري که از من با جمال تر است ونيکوتر؟
مرد گفت:کجاست آن خواهر تو تا ببينم؟زن گفت:برو - اي بطّال - که عاشقي نه کار توست. اگر دعوي دوستي تو با ما درست بودي، تو را پرواي ديگري نبودي