| مطالعات زنان زمستان 1388; 7(3 (پياپي21)):99-117. |
| |
|
| |
| كمالي افسانه*,گودرزي محسن,حاجتي زينب |
| |
| * دانشکده علوم اجتماعي، دانشگاه الزهرا |
| |
|
نوشتار پيش رو بر آن است تا با بررسي رمان هاي پرفروش دهه1375 تا 1385، که شخصيت اصلي آن ها را زنان تشکيل مي دهند، به درک مسايل و دغدغه زنان اين رمان ها و نيز چه گونگي بازنمايي تجربه هاي آنان بپردازد.
روش اين پژوهش، کيفي و بر پايه نظريه مبنايي است، به اين معنا که بر خلاف روش هايي که تاکيد آن ها بر اثبات فرضيه و قضاياي نظري است، تاکيد اين روش بر توليد نظريه است. فرضيه اين پژوهش پس از کدگذاري سه مرحله يي رمان ها، با به دست آوردن مفاهيم و مقولات مرتبط با سوال هاي پژوهش و بررسي شرايط، زمينه ها، راه کارهاي کنش، و نتايج آن هاشکل گرفته است.
نتايج پژوهش نشان مي دهد زنان اين رمان ها دچار مسايل و دغدغه روزمرگي، ناخوشنودي از زندگي زناشويي، تضاد، تنهايي، گم گشتگي، حسرت، ناتواني، نبود اعتماد به نفس، توجه به گذشته و نااميدي از آينده، نگراني، و احساس ترس و ناامني اند و به دليل رو به رو شدن با پديده «هويت ناموجه ذهني»، در حال بازانديشي هميشگي به سر مي برند.
|
| |
| كليد واژه: زنان، تجربه زنان، جهان زنانه، بازنمايي، هويت |
| |
| |
|
نسخه قابل چاپ
|