مطالعات زنان زمستان 1389; 8(3 (پياپي 25)):59-86.
 
 
مباشري محبوبه*
 
* گروه زبان و ادب فارسي، دانشگاه الزهرا
 
 

در گستره ادبيات فارسي، زن با چهره هايي گوناگون چون معشوق، همسر، مادر، دختر، کنيز، و پيرزن (عجوزه) حضور دارد، اما در بسياري از موارد، اين چهره رنگي منفي گرفته و به صورت عامل مکر و فريب، فتنه اجتماع، و ابزار دست مردان روزگار نمايان شده است.
اين پژوهش، که به صورت توصيفي و کتابخانه اي انجام شده، در پي آن است تا با نشان دادن نقش هاي گوناگون پيرزنان، هم چون عارف، متوکل، شجاع، مبارز، نابخرد، داستان گو، محتاله، دلاله، و جادوگر، در لابه لاي متون ادب فارسي، همانندسازي دنيا به عجوزه هزارداماد را توجيه کند.

 
كليد واژه: پيرزن (عجوزه)، ادب فارسي، جادوگر، دلاله، محتاله
 
 

 نسخه قابل چاپ