مطالعات راهبردي زنان (كتاب زنان) زمستان 1388; 12(46 (عدالت جنسيتي)):117-155.
 
 
مستقيمي مهديه السادات*
 
* دانشگاه قم
 
 

اغلب جريانات فکري فمينيستي به ويژه فمينيست هاي فرامدرن بين دانش و معرفت زنانه و مردانه تفکيک کلي قايل مي شوند و معتقدند بسياري از دانش ها و معرفت شناسي هاي رايج با رويکردي مردانه سرشته شده و معتقدند در عدالت جنسيتي بايد همه سطور دانش و معرفت بر اساس توجه به مسايل جنسي و جنسيتي بازخواني شود. در اين نوشتار مباني معرفت شناسي اين دسته از فمينيست ها، با تاکيد بر مباحث قرآني (در حوزه معرفت شناسي قرآني، شناخت شناسي شناختي قرآن و الگوي خاصي از معناشناسي قرآني) نقد گرديده و آرا انديشمندان مسلمان نظير ملاصدرا، سهروردي و ابن عربي، مبناي تفکيک کلي بين دانش و معرفت زن و مرد نقد و تحليل شده و معلوم مي شود عدالت جنسيتي، مقتضي جدا نمودن معرفت زن از معرفت مرد نيست.

 
كليد واژه: فمينيسم، معرفت شناسي، مباني شناخت شناسي قرآني، معناشناسي قرآني، فلسفه
 
 

 نسخه قابل چاپ