مجله تحقيقات زنان(مجله مطالعات زنان) بهار1387; 2(1):75-113.
 
 
كريم منصوريان سيدمحمد,فخرايي سيروس
 
 
 

 در اين تحقيق تعارضات بين همسران در خانواده هاي شيرازي با رويكرد جامعه شناختي مطالعه شده است. هدف اصلي تحقيق بررسي ميزان تعارضات و عوامل موثر بر انها بوده است. چارچوب نظري پژوهش متكي بر نظريه كالينز بوده كه معتقد است چهار تبيين جامعه شناختي براي تعارضات و خشونتهاي خانواده هاي امروز وجود دارد كه شامل حق مالكيت جنسي، فشارهاي اقتصادي، انتقال بين نسلي تعارضات و كنترل اجتماعي است.برخي متغيرها از ديدگاه كالينز به عنوان متغيرهاي مستقل استخراج شده و رابطه انها با متغير وابسته تعارضات همسران مورد ازمون قرار گرفته است. براي سنجش ميزان تعارضات همسران از مقياس CTS استروس استفاده شده است. شيوه تحقيق پيمايشي بوده و داده ها از طريق پرسشنامه گرداوري شده است. جامعه اماري شامل خانواده هاي ساكن در شهر شيراز در سال 1386 بوده و تعداد نمونه 657 نفر بر اساس فرمول حجم نمونه لين انتخاب شده است. نتايج تحقيق نشان مي دهد كه متغيرهايي از قبيل ميزان تحصيلات زن و مرد، فرد تصميم گيرنده اصلي در ازدواج زنان، مدت اشنايي قبل از ازدواج، رويدادهاي مثبت و منفي خانواده، چرخه زندگي خانواده، درامد زن، چگونگي اعمال قدرت از سوي شوهر، فشارهاي اقتصادي، نوع رابطه عاطفي و زناشويي همسران با يكديگر و چگونگي ارتباط انان با خويشاوندان و دوستان رابطه معناداري با ميزان تعارضات داشته اند.

 
كليد واژه: اعمال قدرت مرد و زن، تعارضات همسران، چرخه زندگي خانواده، شدت تعارضات، محتواي تعارضات
 
 

 نسخه قابل چاپ