|
هدف: هدف تحقيق حاضر تعيين سهم هريک از عوامل وضعيت اشتغال (آموزگاري در برابر خانه داري) ،سطح تحصيلات، سن و تعداد فرزندان در ميزان اعتماد به نفس زنان متاهل بوده است.
روش: ازدواج مورد پژوهش شامل 80 زن متاهل (40 آموزگار و 40 خانه دار) بودند که به طور تصادفي با استفاده از روش ازدواج گيري خوشه اي چند مرحله اي از ميان زنان متاهل آموزگار و خانه دار شهر اصفهان انتخاب شدند. براي سنجش اعتماد به نفس آزمودني ها خرده مقياس اعتماد به نفس(F1-C) پرسش نامه شخصيتي برن رويتر به کار برده شد.
نتايج: نتايج نشان داد که وضعيت اشتغال (آموزگاري در برابر خانه داري) مي تواند ميزان اعتماد به نفس زنان متاهل را به طور معناداري پيش بيني کند (P=0.00)، اما افزودن هر يک از متغيرهاي سطح تحصيلات، سن و تعداد فرزندان به متغير وضعيت اشتغال (آموزگاري در برابر خانه داري) نمي تواند قدرت پيش بيني اعتماد به نفس زنان متاهل را به طور معناداري افزايش دهد.
نتيجه گيري: يافته هاي اين تحقيق نشان داد که اشتغال زنان نقش مهمي در تامين اعتماد به نفس آن ها دارد، اما متغيرهاي سطح تحصيلات، سن و تعداد فرزندان، اگرچه با اعتماد به نفس زنان متاهل رابطه دارند اما نمي توانند آن را پيش بيني کنند.
|