زن در فرهنگ و هنر (پژوهش زنان) تابستان 1390; 2(4):81-90.
 
 
مجد اميد,مجد پروانه
 
 
 

عشق در علم روان شناسي داراي مكاتب و نظريه هاي گوناگوني است. در اين مقاله به توضيح يكي از اين تئوري ها كه توسط رابرت اشتنبرگ روانشناس معروف آمريكايي در سال 1987 ارايه شده است مي پردازيم و سپس سعي مي كنيم آن ها را با عقايد سعدي در خصوص روابط عاشقانه تطبيق دهيم و شباهت ها و تفاوت هاي احتمالي آن ها را بسنجيم. اين بررسي نشان مي دهد كه سعدي در زمينه روان شناسي روابط عاشقانه، فردي آگاه بوده است.

 
كليد واژه: تئوري اشتنبرگ، تعهد، صميميت، هوس، تركيب هاي مختلف، سعدي
 
 

 نسخه قابل چاپ