زن در توسعه و سياست (پژوهش زنان) تابستان 1383; 2(2):39-53.
 
 
معظمي شهلا*
 
* مؤسسه مطالعات جرم شناسي دانشگاه تهران
 
 تحقيق درباره مسئله خشونت‌هاي خانوادگي، به ويژه همسركشي، از پژوهش‌هايي است كه با در نظر گرفتن تنوع ويژگي‌هاي فرهنگي/ اجتماعي، اقتصادي/ سياسي استان‌هاي كشور انجام شده است. در اين مقاله يافته‌هاي حاصل از بررسي اين موضوع در استان سيستان و بلوچستان ارائه مي‌شود. پديده خشونت - اعم از خشونت اجتماعي و خانگي - كه در تمامي جوامع امري رايج محسوب مي‌شود، در سيستان و بلوچستان نيز با توجه به وضعيت جغرافيايي خاص اين استان، زندگي قبيله‌اي، سنتي و شرايط فرهنگي و فقر شديد، ارقام قابل توجهي گزارش مي‌شود. ولي آمار قتل همسران در اين استان، پايين‌تر از ساير استان‌هاي كشور است. خشونت عليه زنان، يكي از مشكلات عميق اجتماعي است كه از درون نظام مردسالار حاكم بر روابط خانوادگي و اجتماعي برمي‌خيزد. يافته‌هاي اين پژوهش، وجود رابطه ميان خشونت شوهران با ميزان تحصيلات، سابقه خشنونت در خانواده و اعتياد را تأييد مي‌كند. زنان اين استان با وجود نارضايتي از زندگي مشترك خود، به دليل وابستگي اقتصادي به شوهر، ترس از دست دادن فرزندان و رعايت آداب و رسوم فرهنگي و سنتي، به زندگي با همسر آزارگر خود ادامه مي‌دهند. همچنين بسياري از زنان خشونت‌ديده به دليل آگاهي از واكنش‌هاي مرد سالارانه، از شكايت به مراجع قضايي و انتظامي خودداري مي‌كنند.
 
كليد واژه: پدرسالار، خشونت، سنت، سيستان و بلوچستان، همسركشي
 
 

 نسخه قابل چاپ