زن در توسعه و سياست (پژوهش زنان) بهار 1384; 3(1 (پياپي 11)):5-23.
 
 
علوي قزويني سيدعلي*
 
* پرديس قم (دانشگاه تهران)
 
 

نويسندگان قانون مدني ايران در تدوين مقررات مربوط به حقوق خانواده، معمولا از آرا مشهور فقها اماميه پيروي کرده اند، اين تبعيت در مواردي بدون ملاحظه نظرات مخالف در فقه و ارزيابي قوت و استحکام فقهي آنها صورت گرفته و سبب وضع مواد قانوني نامتعادلي شده است.
از جمله اين موارد ماده 1123 قانون مدني است که به موجب آن قرن جذام، برص، افضا، زمين گيري و نابينايي از هر دو چشم از عيوب خاص زنان شمرده شده و در نتيجه موجبات برخورداري شوهر از حق فسخ نکاح را در اين موارد فراهم ساخته است و در مقابل زن را از چنين حقي به جهت ابتلا شوهر به برخي از اين بيماري ها که امکان ابتلا آن در زنان و مردان يکسان است (مانند برص و جذام) محروم کرده است. به نظر مي رسد اين نابرابري در حقوق زوجين در زمينه برخورداري از حق فسخ نکاح در اين قبيل بيماري ها، غيرقابل توجيه است. در اين مقاله سعي شده است تا با طرح دلايل و مستندات نظريه مشهور و نقد و بررسي آنها و نيز ارائه ديدگاه هاي مخالفين و ارزيابي آن، به نتايج منطقي و قابل قبولي برسيم.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ