لهجه را خودم ساختم
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391 2:34 PMبا ديدن اين مجموعه مطمئنا متوجه شديد كه بهنوش بختياري تلاش فراواني كرد تا بازي متفاوتي داشته باشد. بختياري در مسير انحرافي نقش مهماندار هواپيما را برعهده داشت؛ شخصيتي كه به گفته خودش براي موفقيتش تلاشهاي فراواني كرده است.
من تاكنون در هيچ اثر نمايشي نقش مهماندار را بازي نكرده بودم و خودم اين نقش را دوست داشتم. وقتي به كار پيوستم چند قسمت از فيلمنامه نوشته شده بود و بازيگران خوبي مانند شقايق دهقان، پوريا پورسرخ، فرزاد حسني و... نيز حضور داشتند، به همين جهت بازي در اين مجموعه را پذيرفتم. البته اين مهماندار خصوصيات منحصر به فردي داشت. نه اينكه خصوصيات در فيلمنامه نوشته شده باشد و من فقط آنها را اجرا كنم بلكه به دليل اينكه كارم كمدي است بايد چاشنيهايي به شخصيت مهماندار اضافه ميكردم تا براي مخاطب جذاب باشد و به همين جهت از همان ابتدا سعي كردم شخصيت جالبي را طراحي كنم.
شخصيت مهماندار نياز به طنازيهايي داشت كه بتواند موقعيت طنز را ايجاد كند. من سعي كردم در لحظات حضورم يك اتفاق بامزه بيفتد. جاني به نقش و آن فضا بدهم و اين كار سخت بود، چون بايد خودم بداههپردازي ميكردم.
بله من همانطور كه گفتم با استفاده از ترفندهاي مختلف سعي كردم متفاوت باشم. صدايم را عوض كردم و روي لهجهاي كار كردم كه بتوانم ديالوگم را بهگونهاي خاص بيان كنم. با همه سختي و محدوديتهايي كه وجود داشت، تلاش كردم تا نقشم را به خوبي بازي كنم.
خير! خودم به صورت تلفيقي از لهجههاي مختلف، اين لهجه را ابداع كردم.
اين مجموعه برايم اهميت زيادي داشت چون انرژي زيادي را صرف آن كردم و سختيهاي زيادي را تحمل كردم، به همين جهت تلاش ميكردم كه همه قسمتهايش را ببينم؛ اما متاسفانه هشت سكانس از لحظات خوب بازي من حذف شده بود و واقعا دليل اين اتفاق را نميدانم. سكانسهايي كه از بازي من حذف شدند جذابيت بيشتري داشتند چون من حتي به زبان فرانسوي هم صحبت كرده بودم.
راستش هنوز خودم هم نميدانم كه چرا اين سكانسها حذف شده است. شايد دلايل مختلفي را بيان كنند و بگويند كه اين سكانسها ريتم مجموعه را كند كرده بود يا مشكلاتي كه بين فيلمنامهنويس با تهيهكننده و كارگردان بوده است، اما به نظر خودم اگر اين سكانسها حذف نميشدند مخاطب ارتباط بيشتري با اين مجموعه برقرار ميكرد.
اگر از ابتدا مجموعه مسير انحرافي را ديده بوديد، قرار بود من و آقاي حسني مقابل يكديگر باشيم. ارتباط فانتزي ما در كار واقعا بينظير بود، ولي سكانسها يي از بازي من و فرزاد حسني حذف شد. واقعا تصويربرداري در فصل سرما آن هم در جنگل برايمان طاقتفرسا بود و متاسفانه ما از اين سريال نتوانستيم به آنچه كه ميخواهيم برسيم.
پيمان عباسي سه قسمت فيلمنامه را آماده كرده بود، ولي به نظرم مشكلات از جايي شروع شد كه بنا به دلايلي او ديگر با گروه همكاري نكرد. بالاخره فيلمنامهنويس در يك مجموعه تلويزيوني بسيار موثر است چون او در ذهنش شخصيتپردازي كرده و ميداند كه عاقبت هر شخصيتي چه خواهد شد.
وقتي نويسنده ديگري وارد گروه شده و از او خواسته ميشود فيلمنامه را بدون فرصت و حتي فكر كردن، بنويسد مطمئنا نميتوان اثر قوي توليد كرد. البته زامياد سعدونديان تلاش فراواني كرد تا فيلمنامهاي كه مينويسد جذاب و ديدني باشد و نميشود، گفت كه او مقصر است.
اگر خودم در چنين شرايطي قرار ميگرفتم تلاش ميكردم تا فرار كنم. بالاخره وقتي افرادي در جنگل و دور از امكانات زندگي ميكنند اول به فكر برگشتن هستند نه اينكه بخواهند آنجا مركز خريدي بزنند يا اقدامهايي از اين دست كنند. به نظرم خوب بود ما با حيوانات روبهرو ميشديم و حتي برخي از شخصيتها از بين ميرفتند اما نميدانم چرا خيلي اتفاقها شكل نگرفت.