علوم انساني الزهرا پاييز 1381; 12(43):208-237.
 
 
ولوي علي محمد*
 
* دانشگاه الزهرا (س)
 
 

شناسايي زنجيره هاي اصلي مؤثر در تاريخ نگاري اسلامي قبل از ابن اسحاق در فهم دقيق تر تاريخ اسلام و اعتبار اقوال و اخبار منعكس در منابع قرون اوّليه اسلامي از اهميت ويژه اي برخوردار است. معمولاً براي توضيح تحولات تاريخ نگاري اسلامي در اين دوره از مكتب هاي تاريخ نگاري در جهان اسلام مي گويند و آن را به مكتب عراق، حجاز، شام و يمن تقسيم مي كنند.
در اين مقاله، اصل اين رويكرد به چالش گرفته شده است. نگارنده بر آن است كه جهت فهم دقيق تر تحولات تاريخ اسلام در دوره مورد بحث و تا دو قرن پس از آن، بايد منظري ديگر را مبناي بررسي و تحقيق قرار داد. تداخل مختصات مكاتب تاريخ نگاري به حدي است كه عملا انطباق مصداق بر مكتب را غير ممكن مي كند؛ در عين حال تصوير روشني از تحولات تاريخ نگاري اسلامي نمي‌تواند ارائه كند. نظريه مطرح شده در اين مقاله اين است كه مناسب ترين دسته بندي رويكردهاي تاريخ نگاري اسلامي در قرون نخستين توجّه به علايق خانداني و رسوبات انديشه ديني نومسلمان است.

 

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ