علوم انساني الزهرا پاييز 1381; 12(43):184-207.
 
 
پورجعفر محمدرضا,موسوي لر اشرف
 
 
 

در اين مقاله حركت دوراني، مارپيچ و اسليمي از نظر علمي و زيبايي شناسي، تاريخي و نمد شناسي مورد بررسي قرار گرفته است.
در اين بررسي با استفاده از روش آرشيوي و مشاهده اي منشع و مفاهيم نمادين و هنري اسليمي توصيف شده است. از مطالعات انجام شده چنين بر مي‌آيد كه : ماهيت حركت دوراني، به ويژه مارپيچ با تعاريف شاخص زيبايي و در نهايت با كيفيت هاي مطرح در مباني هنرهاي تجسمي از جمله تعادل، توازن ريتم و … تطابق دارد.
نگاه مارپيچ، به ويژه در اسلام و مسيحيت نماد تزئيني مقدسي است. تكرار اين نماد مفهوم رهايي از عالم اسفل را ذكر مي‌كند و نوع وحدت و اشتراك بيان هنري، بيان هنرهاي اسلامي و هنر مسيحي را مي نماياند.

 

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ