انسان دانش خود را از هستي به دو طريق كسب ميكند: استنتاج منطقي و تجربه عملي، و تحقيق تلاشي آگاهانه و سيستماتيك براي دستيابي به حقيقت هستي است. حقيقت هيچگاه نميتواند به طور كامل بيان شود و ما همواره به تقريبي از آن دسترسي داريم.
پارادايم ها واسطه بين انسان و حقايق هستي هستند. انسان به واسطه پارادايم هاست كه جهان را مي بيند و آن را براي خود تعريف ميكند. پاردايم ها مبناي برداشت ها و اقدام هاي انسان هستند.
در يك فعاليت تحقيقاتي بايد قبل از هر چيز، پارادايم مناسب موضوع تحقيق مشخص و بدينوسيله بين مباني فلسفي و متدولوژي تحقيق، سازگاري ايجاد شود. در غير اين صورت (چنانچه موضوع تحقيق در بستر يك رويكرد فلسفي تعريف و كار تحقيق با ابزار رويكردهاي ديگر انجام شود)، تحقيق دچار ناسازگاري خواهد شد.
در اين مقاله اصول فلسفي و روش هاي تحقيق مورد بررسي قرار گرفته است و طي آن پارادايم هاي مختلف تحقيق از ديد معرفت شناسي، هستي شناسي و همچنين روش شناسي ارائه و با يكديگر مقايسه مي شوند. منظور اصلي مقاله اين است كه محقق را متوجه مباني و اصول فلسفي تحقيق ساخته و شناخت عميق تري از رويكردهاي تحقيق و چگونگي گزينش آنها را فراهم سازد. بدون اين شناخت، كار تحقيق ممكن است به يك فرآيند سطحي و شكلي از به كارگيري ابزار تحقيق تنزل يابد.