علوم انساني الزهرا پاییز 1384; 15(55 (ویژه نامه تاریخ)):139-166.
 
 
قادري حاتم,صادقي فاطمه
 
 
 

هدف از مقاله حاضر بررسي رابطه ميان قدرت و جنسيت در اخلاقيات منبعث از تفکر مزدايي در ايران پيش از اسلام است. بدين منظور سعي شده تا ضمن اشاره به آرايي درباره رابطه ميان قدرت و جنسيت در بعد نظري، اين مقولات در قالب آرا و توصيه هاي اخلاقي و فقهي در ايران پيش از اسلام به ويژه در آراي فقهي و اخلاقي زرتشتي و در قالب مفاهيمي چون مفهوم «اشه» و «خويشکاري» و مسايلي چون طهارت، آداب جنسي، مسايل و احکام مربوط به زن در دوره دشتان (حيض) و احکام مربوط به نحوه رفتار با بيگانگان مورد بررسي قرار گيرد. مطابق اين بررسي روشن مي شود که مناسبات قدرت در روابط ميان زن و مرد در اخلاقيات از مشروعيت برخوردار بوده است. اين مناسبات از شکل و قالبي انضباطي برخوردارند که ضمن تجويز آداب ويژه در نحوه برخورد با جسم و جنسيت به دروني کردن و نهادينه شدن کارکردهاي انظباطي مي انجامند که برآيند آنها فرودستي جنس مونث و تثبيت و تداوم نظام پدر سالار در خانواده و مناسبات اجتماعي بوده است.

 
كليد واژه: قدرت، جنسيت، اخلاق، فقه زرتشتي، زنان
 
 

 نسخه قابل چاپ