تاريخ نامه ايران بعد از اسلام (نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تبريز) پاييز و زمستان 1389; 1(1):69-89.
 
 
سلماسي زاده محمد*
 
 
 

در نيمه اول قرن نوزدهم ميلادي تبريز با توجه به موقعيت جغرافيايي و امتيازات سياسي ـ اقتصادي خود كانون ترقي خواهي و نوجويي ايران به حساب مي آمد. جنگ هاي ايران و روسيه و مديريت بحران حاصل از آن به دست رجال دارالسلطنه تبريز، استقرار سفراي دولت هاي اروپايي در اين شهر، نزديكي به تمدن اروپايي و همجواري با روسيه و عثماني، تبريز را به دروازه ورود علوم و فنون و آثار و محصولات اروپايي تبديل كرد و از سوي ديگر جمعيت فراوان و منابع عظيم اقتصاد متكي بر كشاورزي و دامداري در كنار نيروي كار ارزان و مزيت استقرار بر سر راه هاي زميني اروپا به ايران كه شامل مسيرهاي تبريز ـ طرابوزان و تبريز ـ تفليس مي شد، اين شهر را كانون ثقل تحولات سياسي ـ اقتصادي كشور ساخت. در همين زمان بانيان دارالسلطنه تبريز به دنبال يافتن علل پيشرفت مغرب زمين و انحطاط و عقب ماندگي كشور خود برآمدند. اعزام نخستين دانشجويان ايراني به اروپا و تاسيس اولين كارخانه هاي صنعتي در آذربايجان و آوردن دستگاه هاي چاپ، ترجمه و نشر كتاب هاي جديد، تاسيس نخستين نمونه هاي مدارس اروپايي در اين شهر را مي توان به عنوان نمادهايي از تبديل تبريز به كانون ترقي خواهي و نوجويي ايران قلمداد كرد.

 
كليد واژه: تبريز، ترقي خواهي و نوجويي، علوم و صنايع جديد، رجال دارالسلطنه
 
 

 نسخه قابل چاپ