فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي پاییز 1383; -(65):1-19.
 
 
اخوان كاظمي بهرام*
 
* دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه شيراز
 
 

نهضت نافرجام مزدک، نخستين جنبش اجتماعي ايران است که در اوايل حکومت قباد در سال 494 ميلادي برپا شد و تا سال 524 ادامه يافت و اثرات وسيع و شگرفي را حتي بعد از سقوط ساسانيان به جا گذاشت. نوشتار حاضر از رهيافت انديشه سياسي، اين قيام را مورد بررسي قرار داده و بر اين مدعا است که، «جنبش مزدک، جنبش اجتماعي در لواي مذهب بوده و هيچ گونه تقابلي با انديشه سياسي شاهي نداشته است.»

مقاله براي بررسي صحت و سقم اين فرضيه اصلي، شش فرضيه فرعي ديگر را مطرح و آنها را مورد بحث قرار داده است. از جمله ثابت مي کند که اين آيين پاسخي به بحران هاي اجتماعي- اقتصادي عصر ساساني بوده است و از سويي در نفس عقايد مزدک، انديشه سياسي «فره ايزدي» وجود دارد و از ديد او شاه نمونه خدا در زمين است و وحدانيت الهي و يکتايي شاه، دقيقا متناسب با «توحيد فلسفي» (Monism) و ضرورت وحدت نگري است و لذا اين نوع نگرش ثابت مي کند که مزدکيت ضديتي با انديشه سياسي کهن شاهي نداشته است.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ