فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي پاییز 1384; -(69):225-260.
 
 
موثقي سيداحمد*
 
* دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران
 
 

نوسازي و اصلاحات در ايران در دوره قاجاريه از بالا و از طريق مقامات حکومتي آغاز شد که به علت ماهيت خودکامه رژيم و مخالفت درباريان و صاحبان منافع خاص ناکام ماند. با ضعف و زوال دولت مرکزي جنبش هاي اجتماعي اصلاح طلبانه از تنباکو تا مشروطه رخ نمودند که آنها نيز نتوانستند به اهداف خود دست يابند و دولت مطلقه و نوگراي رضاشاه روي کار آمد. در دوره پهلوي اول و دوم روند نوسازي در ايستارها و ساختارها، شدت گرفت ولي به دليل فقدان يک چارچوب تئوريک منسجم و ماهيت خودکامه دولت در قالب يک رژيم «پدر سالار جديد» و نيز فساد و سرکوب و عدم مشارکت نخبگان صنعتي و خصوصي در تصميم سازي ها و نارضايتي طبقات متوسط و پايين و تشديد تضاد بين جامعه و دولت و نيز دين و دولت، بحران اجتماعي گسترش يافت و به انقلاب اسلامي ختم شد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ