پاسخ به:مقالات علوم سیاسی
جمعه 15 اردیبهشت 1391 6:47 PM| فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي زمستان 1386; 37(4):55-73. |
| توحيدفام محمد* |
| * گروه علوم سياسي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران مركزي |
|
داوري درباره نيچه به عنوان منتقد فرهنگ مدرن و آغازگري نو در فرهنگ و انديشه روزگار جديد، كاري است بس مشكل. وليكن پرداختن به اسباب نقد اخلاق، فلسفه و فرهنگ دوران گذشته تلاشي است كه فريدريش ويلهلم نيچه در قالب فلسفه اراده خويش بدان همت گمارده و بدين سان استلزامات تباهي اراده انساني و زندگي او را گوشزد كرده است. نيچه در اين آغازگري نو، در واكنش به فرهنگ و گفتمان حاكم بر قرون هجده و نوزده ميلادي درصدد بازآفريني نيروهاي زندگي (انديشه و اراده يا عقل و زندگي) در قالب خواست قدرت است تا با تاكيد بر خصلت آفرينندگي انسان و آفرينش ارزش هاي جديد، انسان مدرن را در جايگاهي قرار دهد كه لازمه شناسايي و شناخت اوست. در اين مقاله سعي شده تا نشان دهيم كار مهم نيچه در بازنمايي فلسفه اراده اش، نقد حقيقت و عقلانيت فرهنگ مدرن غربي از زمان سقراط بدين سو از طريق تغيير گفتمان حاكم، و نقد هر نوع اصول فكري عام و بازگشت به عامل اراده و توانايي فرد انسان است. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |