فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي بهار 1387; 38(1):15-38.
 
 
جوادي ارجمند محمدجعفر*,متين جاويد مهدي
 
* گروه علوم سياسي، دانشکده حقوق و علوم سياسي، دانشگاه تهران
 
 

اين مقاله تلاشي براي شناخت جايگاه حل و فصل منازعه در نظام بين الملل است. مدعاي اين پژوهش اين است که مفهوم مذکور بعد از جنگ جهاني دوم در سه مرحله: بنيان ها، ساختارها و بازسازي ها شکل گرفته است.حل و فصل منازعه در شناسايي ريشه ها و علل پيدايش منازعات نظامي و چگونگي ايجاد صلح در سطوح داخلي، منطقه ايي، و بين المللي موثر بوده است. در دهه اخير در نتيجه تحول روشهاي حل و فصل منازعه، فرهنگ صلح و رسيدن به صلح پايدار از طرف سازمان ملل، ساير مراجع جهاني و پژوهشگران صلح مطرح شده است. تحقق صلح پايدار مستلزم بسترسازي مناسب براي فرهنگ صلح و از جمله عوامل مهم آن توسعه نهادهاي سياسي - اجتماعي و همچنين آموزش آحاد جامعه از سطوح پايين به منظور تغيير رفتارهاي خشونت آميز به صلح آميز است. اين تغييرات بايستي در ساختار سياسي - اجتماعي جوامع نيز نهادينه شود تا زمينه هاي صلح پايدار فراهم گردد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ