فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي تابستان 1388; 39(2):171-192.
 
 
ساوجي محمد*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد کرج
 
 

بحث کنوني بر اين نظر استوار است که ضمن طرح مباني جهان بيني مدرن، مولفه هاي اساسي رويکرد نقادانه پسامدرن را به بررسي گذارد. در اين گفتار نخست، درباره خردگرايي و انسان باوري مدرن؛ دو اصل محوري مدرنيته بحث مي شود و تاثير آنها را در تشکيل جهان، جامعه و انسان مدرن مي سنجد. در خلال بيان اين دو اصل و در ذيل آنها به برخي ديگر از اصول مدرنيته بنابر ضرورت، تناسب و پيوستگي با اين اصول اشاره مي شود.
در گفتار دوم، رويکرد پسامدرن در مواجهه با مدرنيته به بحث گذاشته شده است. رويکرد نقادانه اخير در نقد فراگير و ساختار شکنانه از کليت عقلانيت مدرن، از سنت انديشه خردگرايي انتقادي مي گسلد و با لحني آخر زماني درباره مدرنيته، هر گونه امکان عرضه بديلي در قالب پروژه مدرنيته را منتفي مي شمارد. پسامدرنيسم با گريز از اين سنت و نفي فراگير عقل مدرن هر گونه امکان آزادي از مهار عقلانيت ابزاري و نفي استيلاي آن بر جامعه کنوني را دور از دسترسي مي پندارد و از اين رو، از يکسو به محافظه کاري و از سوي ديگر به هيچ انگاري (نيهيليسم) مي گرايد.

 
كليد واژه: مدرنيته، خردگرايي، انسان باوري، انقلاب، پسا مدرنيسم، نقد پسامدرنيسم، نقد رويکرد پسامدرنيسم
 
 

 نسخه قابل چاپ