فصلنامه ژئوپليتيك پاييز 1386; 3(3 (پياپي 9)):5-34.
 
 
احمدي پور زهرا*,قلي زاده علي ولي
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

در جغرافياي سياسي، اگر به عوامل سرزمين، دولت و ملت به عنوان سه رکن بنيادين کشور نگريسته مي شود، بدون ترديد، پايتخت به عنوان مرکز هدايت دولت و گرانيگاه نيروي محرکه آن، از اهميت بالايي برخوردار است. اين در حالي است که هر دولتي، زماني که پايتخت خود را فاقد کارايي لازم در سيستم جغرافياي سياسي کشور و نيز در نظام ژئوپليتيک جهاني ببيند، سعي خواهد کرد با انتقال پايتخت به يک مکان جديد، مشکل مربوطه در گستره جغرافياي سياسي کشور را برطرف سازد. در سرزمين ايران نيز، مکان گزيني انتقال پايتخت ها معمولا در جهت رفع مشکلات جغرافياي سياسي و نيز حل مسايل ژئوپليتيکي کشور با مناطق پيراموني آن به انجام رسيده است؛ تا جايي که نياز دولت مرکزي به حمايت ملي، دليل اصلي مکان گزيني پايتخت ها در هسته ملي دولت، کنترل و اداره بهينه کشور باعث مکان گزيني آن در يک موقعيت مکان مرکزي و نيز مشکلات ژئوپليتيکي و تهديد برانگيز پيراموني باعث مکان گزيني پايتخت ها در يک موقعيت استراتژيکي و کاملا ژئوپليتيکي بوده است. بنابراين، هدف اصلي اين مقاله تبيين عوامل اصلي تاثيرگذار در فرآيند مکان گزيني پايتخت ها در سرزمين ايران مي باشد.

 
كليد واژه: ايران، پايتخت، انتقال پايتخت، جغرافياي سياسي، ژئوپليتيک
 
 

 نسخه قابل چاپ