راهبرد تابستان 1388; -(51 (ويژه بررسي هاي سياست خارجي)):219-232.
 
 
طاهايي سيدجواد*
 
* مرکز تحقيقات استراتژيک
 
 

دموكراتيزاسيون از يك سو مفهوم جديدي است و از ديگر سو ريشه كهني دارد، زيرا به ناگزير با مقوله كهن دموكراسي ارتباط دارد. سخن اصلي اين مقاله آن است كه دموكراسي ها با وجود هر ميزان شباهت با هم، تجربه هاي ملي و خاص هستند و از اين رو دموكراتيزاسيون نيز چنين است. هر تجربه دموكراتيك را منطقا بايد در همان جزئيت و خصوصيت آن شناخت و بعد از اين مرحله است كه مي‌توان به تفكرات جامع و نظري پيرامون آن پرداخت. محتواهاي تجارب دموكراتيك (دموكراتيزاسيون) در جهان و خاصه در ايران، مستغني از تعاريف عمومي از دموكراسي ره مي پويند و اولي را نمي توان از طريق دومي شناخت. زيرا در اصل و در ذات خود، دموكراسي همانا تقديري معطوف به گسترش ظرفيت هاي فرد در چارچوب اجتماع تاريخي خود است و اين حقيقت (يا تقدير) بيشتر از آن كه محتواهايي عام و بشري داشته باشد، محتواهايي خاص و فردي دارد.

 
كليد واژه: دموكراتيزاسيون، دموكراسي، ايران و جمهوري اسلامي
 
 

 نسخه قابل چاپ