راهبرد تابستان 1388; -(51 (ويژه بررسي هاي سياست خارجي)):133-151.
 
 
هاديان حميد*
 
 
 

ضعف ساختاري دولت در كشور افغانستان در چارچوب روند دولت ـ ملت سازي قابل تامل است و در اين ميان عامل جغرافيا يكي از متغيرهاي مستقل در تشديد ضعف مذكور است.
افغانستان دچار بحران جغرافياي قومي است. نيروهاي شديد گريز از مركز به واسطه شرايط جغرافيايي قومي و تنوع قومي ـ فرهنگي به منازعات مسلحانه با دولت مركزي و يا با يكديگر براي كسب حداكثر قدرت پرداخته اند. فقدان اقتدار داخلي دولت مركزي بر تشديد دامنه منازعات مسلحانه قومي افزوده است. موقعيت جغرافيايي كشور حايل افغانستان نيز موجب تشديد تضعيف ساختار دولت مركزي شده است. در واقع جبرگرايي جغرافيايي وضعيت حايل را به آن كشور ديكته كرده است. در تعريف و گونه شناسي دولت در افغانستان به ويژه به لحاظ عوارض جغرافيايي و قوميت ها «دولت ضعيف ـ ملت ضعيف» نام مي گيرد. نتيجه آن نيز منازعات مسلحانه قومي و فروپاشي سرزمين و حاكميت ملي آن كشور بوده است
.

 
كليد واژه: افغانستان، دولت ـ ملت سازي، دولت حايل و دولت ضعيف ـ ملت ضعيف
 
 

 نسخه قابل چاپ