پاسخ به:مقالات علوم سیاسی
یک شنبه 10 اردیبهشت 1391 12:09 PM| راهبرد زمستان 1390; 20(61):123-152. |
| اطاعت جواد,نصرتي حميدرضا,ورزش اسماعيل |
|
درياچه خزر بزرگ ترين درياچه جهان بين آسيا و اروپا واقع شده و فاقد اتصال طبيعي به اقيانوس ها و درياهاي جهان است. تا پيش از فروپاشي اتحاد جماهيرشوروي در سال 1991، درياي خزر به عنوان يک درياي ايراني شوروي شناخته مي شد و طبق معاهدات في مابين دو کشور که در سال هاي 1921 و 1940 منعقد گرديده بود، عرصه دريايي مشترک دو کشور محسوب مي شد. به دنبال فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و ظهور سه کشور جديد يعني قزاقستان، ترکمنستان و آذربايجان در مجاورت اين دريا، عملا درياي خزر توسط پنج کشور احاطه شد و از اينجا بود که اختلاف در مورد رژيم حقوقي درياي خزر و چگونگي بهره برداري از منابع بستر و زيربستر دريا پديد آمد. بر اساس مذاکراتي که در سال هاي پس از فروپاشي شوروي انجام گرفته، روش هاي مختلفي جهت تقسيم درياي خزر پيشنهاد شده که تاکنون هيچ کدام از آنها مورد توافق قرار نگرفته است. ويژگي هاي جغرافيايي درياي خزر، دارا بودن قابل توجهي منابع نفت و گاز، به علاوه حضور قدرت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي، موجب شکل گيري ديدگاه هاي مختلفي در مورد چگونگي مالکيت درياي خزر و تعيين خطوط مرزي شده است. در اين مقاله کوشش مي شود با رويکرد توصيفي – تحليلي، موضع گيري هاي کشورهاي ساحلي درياي خزر در مورد رژيم حقوقي اين دريا پس از فروپاشي شوروي بررسي شود و با توجه به اين موضع گيري ها، عوامل موثر در عدم تعيين خطوط مرزي دريايي کشورهاي ساحلي درياي خزر مشخص گردند. |
| كليد واژه: رژيم حقوقي درياي خزر، درياي بسته، مرز، ژئوپليتيک، ژئواکونوميک |
| |
|
نسخه قابل چاپ |