دانش سياسي بهار و تابستان 1390; 7(1 (پياپي 13)):33-60.
 
 
ايزدي مهدي,حسن وند امين,فضلي عزيزاله
 
 
 

برخي از معتقدين به فرهنگ و سياست غرب، با حضور احکام و عالمان دين در صحنه هاي اجتماعي و سياسي جامعه مخالف بوده اند. با توجه به اهميت اصل ولايت فقيه در اسلام و نقش ويژه آن در پيشبرد اهداف والاي جامعه اسلامي، تا حد زيادي مي توان دلايل بروز حساسيت ها از سوي موافقان و مخالفان آن را درک نمود. از اين رو فقهاى شيعه، به مناسبات گوناگون، در کتب فقهى خويش، اين مهم را مطرح کرده و به بوته نقد و بررسى نهاده اند. از جمله نظراتي که درباره ولايت فقيه عنوان شده است و از سوي موافقان و مخالفان کاوش گرديده، ديدگاه مرحوم آخوندخراساني است. لذا مقاله حاضر به تدقيق در آرا وي که به طور پراکنده در آثارش مطرح گرديده، پرداخته است و به اين سوال پاسخ مي دهد که: حيطه اختيارات ولي فقيه از ديدگاه مرحوم آخوندخراساني تا چه ميزان مي باشد. بدين منظور خوانش هاي متفاوت از ديدگاه آخوند درخصوص ادله نقلي و عقلي بر اثبات حکومت براي فقيه و حدود اختياراتش مورد کنکاش قرار گرفته است. بررسي صورت گرفته دلالت بر آن دارد که: ايشان ولايت فقيه در امور حسبيه و ولايت عامه فقيه (ولايت سياسي فقيه) را پذيرفته است.

 
كليد واژه: آخوندخراساني، ولايت مطلقه، ولايت عامه، ولايت در امور حسبيه، حکومت مشروعه، حاکميت فقها
 
 

 نسخه قابل چاپ