پاسخ به:مقالات علوم سیاسی
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 9:56 AM| پژوهشنامه علوم سياسي بهار 1385; 1(2):109-136. |
| احمدوند شجاع* |
| * دانشکده حقوق و علوم سياسي، دانشگاه علامه طباطبايي |
|
بنيادگرايي در سال هاي اخير به دليل گسترش در بخش هايي از جهان چون خاورميانه، افزايش نقش آن در منازعه اعراب ـ اسراييل، افزايش نقش سياسي اسلام در تعدادي از جمهوري هاي شوروي سابق، رسوايي هاي اخير بنيادگرايان مسيحي در آمريكا و... خود را به عرصه عمومي تحميل کرده است. محققان دانشگاه شيكاگو با ارايه «پروژه بنيادگرايي» نگاهي پلورال و ميان فرهنگي به تعريف بنيادگرايي كرده و معتقدند مراد از بنيادگرايي، گروه هاي مذهبي است كه در واكنش به بحراني كه تصور مي كنند هويت گروهي آنها را تهديد مي كند ظاهر مي شوند و لذا براي محافظت از خود در برابر «غير»، مرزهاي فرهنگي، ايدئولوژيكي و اجتماعي محكمي دور خود مي چينند. بر اين مبنا، اساس بنيادگرايي بر ناخرسندي از وضعيت موجود استوار است. بنيادگرايان مسير كنوني جامعه و جهان را تهديدي براي ايدئولوژي خود تلقي كرده، رسالت اصلي خود را تجديد حيات ايدئولوژي و خارج ساختن آن از زير گرد و غبار مدرنيسم مي دانند. |
| كليد واژه: بنيادگرايي، بنيادگرايي يهودي، پساصهيونيسم، صهيونيسم، گوش آمونيم، هارديم |
| |