پژوهشنامه علوم سياسي زمستان 1385; 1(5):103-125.
 
 
کريمي مله علي*
 
* گروه علوم سياسي، دانشگاه مازندران
 
 

اين مقاله تاثير دروس اسلامي در رشته علوم سياسي را به صورت مطالعه موردي 140 تن از دانشجويان و اساتيد علوم سياسي دانشگاه مازندران مورد بررسي قرار مي دهد. مقاله از دو بخش نظري و ميداني تشكيل شده است. در بخش تئوريك، آن دسته استدلال هاي نظري كه موجب گنجاندن دروس اسلامي در اين رشته شده است، بررسي مي شوند. اين دلايل عبارتند از: تلقي حداكثري از اسلام، كاركرد طبيعي دولت هاي ايدئولوژيك و حفظ متغيرهاي الگويي پارسونز. در بخش پرسشنامه، يافته ها نشان مي دهد عليرغم علاقه مندي پاسخگويان به اين دروس و اعتقاد آنان مبني بر فايده مندي دروس اسلامي، جامعه نمونه بر ضرورت بازبيني در سرفصل ها و روزآمد كردن آنها و ارايه از سوي دانشگاهيان تاكيد دارد. نكته حايز اهميت اين است كه از نظر پاسخگويان، اين دروس از فرايند انسان سازي مورد نظر نظام سياسي سهم زيادي ندارند.

 
كليد واژه: دروس اسلامي، علوم سياسي، دين حداكثري، كاركردگرايي پارسونز، دولت ايدئولوژيك
 
 

 نسخه قابل چاپ