پژوهشنامه علوم سياسي تابستان 1387; 3(3 (11)):167-192.
 
 
مهدوي نيا مهدي,مصلي نژاد پرويز
 
 
 

روش هاي آموزش زبان در قرن حاضر به دليل تغييرات چشمگير در حوزه هاي علوم اجتماعي، اقتصادي و سياسي به گونه ناباورانه اي تغيير كرده اما در بيشتر مراكز آموزشي كشور و حتي در بسياري از دانشگاه ها هنوز از روش هاي سنتي انتقال دانش و معلم محوري استفاده مي شود. مساله بعدي ناديده گرفتن نياز واقعي ياد گيرنده است، يعني درس ها، اهداف،‌ روش هاي آموزشي و ارزشيابي درراستاي رفع نيازهاي واقعي آموزش گيرندگان تهيه نمي شود. مساله بعدي عدم درك ارتباط مستقيم حوزه هاي دانش است كه امروزه كمتر به آن پرداخته شده است. اينها مجموعه مسايلي است كه در اين پژوهش مختصر به آن توجه شده است. نوع پژوهش، تلفيقي از اقدامات كمي و كيفي است. بدين ترتيب كه وضعيت موجود از طريق ارايه پرسشنامه هاي چهارجوابي و از نوع باز و مصاحبه با تعدادي از معلمان، مسوولان و صاحب نظران آموزش زبان در دانشكده علوم انساني و روابط بين الملل و ساير مراكز آموزشي مشابه و همچنين بررسي شواهد و اسناد موجود به دست آمده است. جمع آوري، مديريت و تجزيه و تحليل اطلاعات حاصله براساس قواعد حاكم بر پژوهش هاي تلفيقي و كيفي مرحله به مرحله و همزمان با انجام مصاحبه ها و بررسي شواهد موجود انجام شده كه نشان از وجود كاستي هاي فراوان در آموزش زبان و اتلاف وقت و سرمايه هاي ملي داشت. پژوهشگران حاضر با تكيه بر نظر مشاركت كنندگان در اين پژوهش، چاره كار را در عنايت به رويكردي كلي نگر و موضوع محور مي دانند كه در آن همه ابعاد وجودي يادگيرنده درگير يادگيري است و همه مسايل در ارتباط با هم درك مي شوند. اين رويكرد بايد با روشي مشاركتي و فعاليت محور و انتخاب رويكردي عيني و عملكرد سنجي براي ارزشيابي همراه شود كه در آن يادگيرنده با بهره گيري از زبان انگليسي، درگير يادگيري موضوعات و مسايلي مي شود كه با زندگي واقعي او رابطه تنگاتنگ دارد.

 
كليد واژه: زبان آموزي، كل نگري، آموزش موضوع محور، برنامه ريزي درسي، يادگيري بالا به پايين، آموزش فعاليت محور، اينسايدر و اوتسايدر، زبان كامل
 
 

 نسخه قابل چاپ