پژوهشنامه علوم سياسي بهار 1388; 4(2 (14)):93-117.
 
 
سليمي حسين*
 
* دانشگاه علامه طباطبايي
 
 

هدف اصلي اين مقاله بررسي زمينه ها و گرايش هاي موجود در ايران و آمريکا در مورد کشور ديگر است. سوال اصلي ما اين است که نگرش ايراني ها و آمريکايي ها نسبت به کشور مقابل چگونه است و اين نگرش چه تاثيري بر نوع نگاه آنها به روابط دو کشور بر جاي مي گذارد؟ در بررسي مختصري از ادبيات موجود در اين مورد آشکار مي شود بيشتر اين ادبيات، بر روابط دولتمردان و دولت ها متمرکز است و اين جاي خالي تحقيقات و بررسي هايي را نشان مي دهد که تمرکز اصلي خود را بر محيط، نگرش ها و گرايش هاي اجتماعي بگذارند.
بر اساس نگاه سازه انگارانه تمامي پديده هاي اجتماعي از جمله گرايش هاي سياست خارجي، به صورت اجتماعي برساخته مي شوند و اين شامل تصميم هاي دو کشور در مورد طرف مقابل و وضعيت روابط دو کشور نيز مي شود. بررسي برخي نظرسنجي ها و نگرش سنجي هاي موجود نشان مي دهد وضعيت موجود در روابط دو کشور، بي ارتباط با نگرش هاي جاري در ميان مردمان دو کشور نيست. اين امر با يافته هاي برخي نظرسنجي هاي انجام شده توسط نويسنده نيز همخوان است. وجود نگاه منفي و همراه با نقد نسبت به طرف مقابل سبب نمي شود که آنها به تقابل و تعارض گرايش داشته باشند، بلکه گرايش اصلي هر دو جامعه به حل وفصل تدريجي مشکلات موجود است.

 
كليد واژه: ايران و آمريکا، نگرش ايرانيان، نگرش آمريکايي ها، سازه انگاري
 
 

 نسخه قابل چاپ